کیه که صحنه خروس ول دادن وسط زمین فوتبال فرانسوی ها رو توی جام جهانی فرانسه یادش نیاد. یادتون میاد که تماشاچی های فرانسوی چه خر غشویی می رفتن که این خروس قراره چه بخت بلندی برای تیمشون بیاره. بیشتر آدما نقش بخت و اقبال در زندگی رو قبول دارن ولی بعضی ها خیلی درگیر نقش شگون در زندگی روزمره شون میشن و مواظبن یک وقت توی خونه شون اینه نشکنه که هفت سال بدبختی بیاره۰
آسمشو میخواهین بگذارین خل بازی یا خرافات٫ هر چی که باشه تیم های ورزشی همه جای دنیا به نقش شگون در برد و باختشون اعتقاد دارن و برای همین یک چیزی رو که برای تیم شگون میاره همراه خودشون میارن توی زمین. اون چیزی که برای تیم شگون میاره بیشتر وقتا در قالب یک جونور مثل یک سگ یا بزغاله یا حتی یک پرنده است٫ حتی بعضی موقع ها این چیز بخشی از اسم تیم هم هست۰ به اون چیز میگن مَسکات یا شگون نما۰
آوردن مسکات تیم های توی زمین همیشه به سادگی آوردن یک بزغاله یا دو سه تا توله سگ نیست. فکرشون بکنید تیم ممفیس گریزلیز که مسکاتش یک خرس گریزلی یک تنی است٫ همین که پاشو بگزاره روی پارکت ها٫ همشون زیر پاش خورد میشن. بعضی از مسکات ها هم که اصلاوجود خارجی ندارن٫ مثلا مسکات تیم تورنتو که یه دایناسور تی رکسه. به همین دلیل تیم ها ناچار شدن یک عدده هنرپیشه استخدام کنن که لباس های این موجودات رو بپوشن و بیاین توی استادیوم ملت سرگرم کنن. این مسکات ها در موقع بازی های خانگی حسابی مردمو سرگرم میکنن و هر کدوم یک شیرین کاری خاص خودشون رو دارن۰ یکی از کارهای این مسکات ها شرکت در کرکری خوندن برای تیم مقابل هم هست. یکی از کرکر خوان ترین مسکات های این هفته بانگو ٫ مسکات تیم میلواکی باکسه که برای هَری دِِه هاک٫ قوش تیم اتلانتا هاک حسابی کُری خونده. حتی برای بانگو یک شعار هم درست کردن و میگن از گوزن بترس. تو بهبهه بازی هفتم میلواکی و آتلانتا یکی از طرفدارای با ذوق میلواکی این ویدیویی که توی این پست براتون گذاشتم رو درست کرده که بگه برای چی باید از گوزن ترسید۰
همه تا حتما تا حالا شنیدیدن که بسکتبال بازی ثانیه هاست ولی کمتر شنیدین که بسکتبال بازی دهم ثانیه ها هم هست. نتیجه بازی های زیادی در بسکتبال بین المللی و ان بی ای در کمتر از یک ثانیه عوض شده ولی هیچ وقت فکر کردین حداقل چند دهم ثانیه لازمه که یک شوت زده بشه. منظور دقیقا زمانی است که توپ دست بازیکن شوت زننده رو لمس میکنه تا هنگامی که تماس توپ با دست قطع میشه. در فصل ۸۹-۹۰ در ان بی ای بازیکن تیم نیویورک نیکز ٫ ترنت تاکر٫ توپی رو که از بیرون پرتاب شده بود گرفت و یک شوت سه امتیازی به ثمر رسوند و این درحالی بود که فقط یک دهم ثانیه وقت از بازی باقی مونده بود. داور گل رو قبول کرد و شیکاگو بولز بازنده شد. بعد ها قضاوت داور از سوی شیکاگو به چالش کشیده شد و نهایتا پس از مدتی منجر شد به وضع قانونی به نام قانون ترنت تاکر. این قانون میگه که هیچ تیمی نمیتونه در سه دهم ثانیه یا کمتر یک شوت کامل رو اجرا کنه یعنی اگر تیم شما عقبه و توپ هم دست شماست و فقط سه دهم ثانیه از بازی باقی مونده٫ باید بازی رو باخته فرض کنید. در این ویدیو بصورت علمی در آزمایشگاه این قانون رو به کمک سریعترین شوتزن ان بی ای ٫ جیسون کاپونو٫ به آزمون میگذارند. نتیجه رو با چشم خودتون ببینید۰
جویی کرافورد یکی از معروفترین و کهنه کارترین سر داورهای لیگ ان بی ای که از سال ۱۹۷۷ داره توی این لیگ سوت میزنه و از بازی های حذفی حساس تا فینال ان بی ای رو قضاوت کرده. چند روز پیش که داشت بازی حساس فینیکس و پورتلند رو سوت میزد یک خطا از مارکس کمبی گرفت که به خر میگفتی میخندید. خودتون ویدیو رو ببینید دستگیرتون میشه جریان چیه. جالب تر از اون عکس العمل بازیکن هاست که علی رغم حساست وحشتناک بازی چقدر با آرامش قضیه رو قبول کردن۰
از قدیم گفتن هر چی پول میدی آش میخوری. تیم داری در ورزش حرفه ای هم یک جورایی پول دادن و آش خوردنه٫ هر چی پول بیشتری بدی میتونی بازیکن های بهتری بخری٫ هرچی بازیکن های بهتری بخری تیم بهتری داری و هر چی تیم بهتری داشته باشی جایگاهت در لیگ بالاتره. در خیلی از لیگ های حرفه ای دنیا این فرضیه بارها ثابت شده ٫ مثلا رآل مادرید همیشه معروف بوده به اینکه خیلی راحت پول های آنچنانی برای خرید ابر ستاره های ورزش فوتبال رو پرداخت میکرده و از همین بابت هم تونسته این همه افتخارات کسب کنه. توی این نوشته میخواهم ببنیم آیا این فرضیه در لیگ حرفه ای بسکتبال آمریکا هم صحت داره یا نه و یک مقداری فصل ۲۰۰۹ -۲۰۱۰ رو زیر ذره بین ببرم۰
برای روشن شدن بیشتر قضیه از نمودار بالااستفاده کردم. در در این نمودار سی تیم لیگ را به ترتیب مقدار کل دستمزد پرداختی در سال از تیم اول٫ لوس انجلس لیکرز با حدود نود و یک میلیون دلار در سال تا تیم سی ام ٫ پورتلند تریل بلیزرز با پنجاه و شش میلیون دلار که کمترین دستمزد رده بندی کردم. ستون های آبی نشون دهنده رده تیم در خرج کردن برای خرید بازیکن است. طبیعتا هر چه عدد ستون آبی بزرگ تر باشد به این معنا است که تیم کمتر دستمزد پرداخت میکنه. ستون قرمز نشان دهنده جایگاه تیم در جدول رده بندی ان بی ای در پایان فصل عادی مسابقات است. هر چه ستون قرمز کوتاهتر باشد نشان دهنده اینست که تیم جایگاه بهتری در رده بندی بازی ها کسب کرده. با در نظر گرفتن این دو پارامتر باید انتظار داشت که جایگاه تیم های به لحاظ پرداخت حقوق و رده تیم ها در جدول رده بندی ارتباط منطقی داشته باشد . بطور مثال ٫ باید انتظار داشت که تیم لیکرز که از همه بیشتر خرج کرده٫ بهترین جایگاه را داشته باشد۰
در نگاه یک نگاه گذرا میشه اینو دید که خرج کردن تیم ها در فصل جاری با میزان نتیجه گرفتنشون در کل رابطه مستقیم داشته. اگر به تیم های سمت چپ نمودار نگاه کنید ٫ همون تیم هایی که بیشتر خرج میکنن٫ میبیند که مکان بالاتری رو در جدول رده بندی بازی ها کسب کردن و به همین شکل در سمت راست نمودار تیم های که کمتر خرج کردن٫ نتایج ضعیف تری گرفتن. ولی این وسط دو دسته تیم هم هستن که از این قاعده کلی پیروی نمیکنند. دسته اول تیم هایی هستن که زیاد خرج کردن ولی نتیجه نگرفتن و دسته دوم تیم هایی هستن که کم خرج کردن ولی نتیجه خوبی گرفتن. برای نمونه تیم نیویورک نیکز٫ که با هشتادو پنج میلیون دلار در رده چهارم دست و دل باز ترین تیم های ان بی ای قرار داره ولی نتونسته در پایان فصل مقامی بهتر از بیست و دوم جدول رو به دست بیاره و در مقابل تیم هایی هم بودن مثل پورتلند که با ۵۶ میلیون دلار٫ کمترین پول رو خرج کردن ولی تونستن جایگاه دهم لیگ رو کسب کنن۰ یکی دیگه از این تیم های اوکلاهوما ثاندر که علی رقم بودجه ضعیف ۵۸ میلیون دلاری ٫ که از نظر خرج کردن رده بیست و هشتم تیم لیگه ٫ تونسته عنوان دوازدهمین تیم لیگ رو به خودش اختصاص بده. این جور تیم ها عموما تیم های جوونی هستن که قرار داد های سنگینی ندارن و و بازیکنهاشون از جون و دل مایه میگذارن و مربیان جوون و با استعدادی دارن. . بیخود نیست که ان بی ای مربی اوکلاهوما رو به عنوان بهترین مربی سال انتخاب میکنه۰
اما در دراز مدت داستان چیز دیگه ایه .اگر به هشت تا تیم اول از نظرخرج کردن نگاه کنید (جدا از نیویورک نیکز)٫ اینا همون تیم هایی هستن که در دهه گذشته مداوما بهترین تیم های ان بی ای بودن و اگر اختصاص بودجه این تیم ها به همین شکل ادامه پیدا کنه ٫ احتمالا در سالهای اینده هم بهترین تیم های لیگ باقی خواهند ماند. پس به این نتیجه میرسیم که غیرت٫ مردانگی٫ شجاعت٫ از خودگذشتگی و ایثار شاید بتونه براتون یک فصل یا دو فصل نتیجه بیاره٫ ولی وقتی که بازیکن های جوون و غیرتمندتون قرارداد های ارزونشون تموم شد ٫ اگر هنوز هم دوست داشته باشین در راس جدول باشین باید سر کیسه رو بدجوری شل کنید۰
این روز ها که بحث درباره مبارزات بی خشونت همه جا گرمه و همه از هم میپرسن آیا توجیهی منطقی برای اعمال خشونت هست یا نه٫ بازی چهارم بین سن انتونیو اسپرز و دلس موریکس منو به این فکر انداخت که این موضوع را از دیدگاه بسکتبال مرور کنم۰
این بازی ٫همینطور که در خلاصه بازی میبینید خشن ترین بازی فصل ان بی ای تا الان بوده و بازیکنان دو طرف جوری همدیگرو میزدن که انگار فردایی نیست. این بازی بزن بزنِ درجه یک بود. حتی در یک صحنه از بازی به نظر میرسد ریک کارلایل که از بازی مانو جِنوبلی کلافه شده بود ادواردو ناهارا رو اورد تو که جنوبلی رو جوری بزنه که دیگه بلند نشه. ناهارا تنها چهل و هفت ثانیه بعد از ورود به بازی جنوبلی را با یک خطای غیر ورزشی نقش زمین کرد و در اثر همون هم از بازی اخراج شد۰ البته در برابر چشمان گرد شده تماشاچی های سن آنتونیو ٫ جنوبلی از زمین بلد شد و به بازی ادامه داد و نهایتا سن آنتونیو بازی رو برد.سوال اینجاست که مربی کهنه کاری مثل گِرِگ پاپاویچ (سرمربی سن انتونیو) و ریک کارلایل (سرمربی دلس) چطور به بازیکنانشون اجازه میدادن اینجوری همدیگه رو شَِل و پَِل کنند؟
مربیان بسکتبال همیشه میگن که پنج خطایی که هر بازیکن در طول یک بازی میتونه انجام بده (شش خطا برای بازی های ان بی ای) جز ابزارهایی که باید در طی یک بازی ازش عاقلانه استفاده بشه. منظور اینه که بازیکن ها در دفاع باید بتونن با خطای به موقع جریان بازی رو به نفع خودشون عوض کنن و جوری تعداد خطاهاشون رو مدیریت کنن که تا آخر بازی توی زمین باشن. این حرف عموما در باره خطاهای عادی زده میشه نه درباره خطاهای عمد با خشونت زیاد. اگر چه این خطا ها هم میتونن جز ابزارهای یک تیم برای از میان برداشتن بازیکن موثر تیم مقابل به موقعه اش استفاده بشن. بدلیل بدنام بودن این خطا های هیچ مربی حاضر به اعتراف به استفاده برنامه ریزی شده از این خطاهای باشه٫ اگر چه ما در بازی دیروز دیدیم که ادواردو ناهارا بعد از اخراج شدن از زمین به هیچ وجه تعجب نکرد چون برنامه تیم این بود که او بتواند جنوبلی رو حداقل برای یک بازی مصدوم کنه و چون ناهارا جز بازیکنان اصلی دلس نبود خدشه ای به عملکرد تیم وارد نمیشد۰
ظاهرا در ان بی ای هم کسی برای مانیفست مبارزه مسالمت آمیز تره خورد نمیکنه۰
مهمترین جهش در علمی شدن ورزشهای حرفه ای پس از علمی شدن آماده سازی بدنی ورزشکاران٫ نقش آمار و مدل سازی ریاضی در ورزش است. شاید تعجب کنید ولی فوتبال با این جای پای بزرگش در جهان از نظر استفاده از علم آماری و رقومی کردن بازی نسبت به ورزشی چون بیس بال هنوز در دوران پارینه سنگی است. ورزش بسکتبال در رده بندی ورزش هایی که به آمار متکی اند تقریبا جز رشته های پیشرفته است. اگر به جداول آماری یک بازی بسکتبال نگاه کنید شاید فکر کنید که حتی یک کمی هم در آمار گیری زیاد روی شده۰
آمار های کلاسیک بسکتبال عموما متکی بر عملکرد فردی است٫ عنوان هایی نظیر درصد شوت گل شده٫ تعداد امتیاز در یک بازی٫ تعداد ریباند حمله و دفاع٫ تعداد توپ بلوکه کرده٫ تعداد توپ از دست داده و از این حرفا. حتی آمار های مدرن تر مثل پاس منجر به گل و مثب/ منفی که بیشتر به جنبه های تیمی مربوط است باز هم تاکیدش بر یک فرد است. در ورزش حرفه ای این شاخص های آماری تعیین کننده آینده شغلی و قیمت یک بازیکن میشه٫ اما این همه عدد و رقم بالا پایین کردن و اینقدر کامپیوتر سوزوندن آخرش هم میشه این که تریسی مک گریدی با بیشترین دست مزد را در ان بی ای میگیره٫ در هر تیمی هم که بازی کرده به اندازه چوب سفید هم در اینده تیم تاثیر نداشته۰
آمارهای فعلی در ورزش بسکتبال تصویر ضعیفی از آن چه در بازی رخ میدهد ارایه میکنه و ارزش واقعی بازیکن را نشان نمی دهد. حتی امتیاز های که بازیکن ها میارن با هم برابر نیست. مثلا سه امتیازیی که از روی دست دفاع تک به تک کسی مثل ران ارتست زده میشه با سه امتیازی که از روی دفاع بازیکن سوراخی مثل جیسون کاپونو زده میشه برابر نیست. ریباند حمله ای که در کوارتر چهار در حالی که تیم چهار تا عقبه با همین ریباند در حالی که تیم چهارده تا جلوِ برابر نیست. یا مثلا شوتی که باعث تغییر جریان بازی بشه با یک شوت یا-ابوالفصل-بدادم-برس هنگامی که تیم بیست تا جلوِ یکی نیست. در بازی اول سری حذفی بین لیکرز و اوکلاهوما ران ارتست بدون اینکه دچار مشکل فول های زیاد از حد بشه کاری به سر کوین دورنت آورد که تمام شوت هاش میرفت توی باقالی ها و جوری شوت هاش به درو تخته میخورد که هم تیمی هاش هم که روی دورنت حساب بازکرده بودن بساطشون بدجوری به هم ریخته بود. تون او بازی اگر راسل وستبروک نبود تیم اوکلاهوما میشد مالدیو جلوی کریم باقری! خوب این عمکلرد ران ارتست کجا ثبت میشه؟ بعدش هم بر اساس همین آمار های شاسکولی میان میگن چون دوایت هاوارد ٫با اون دست هاش که به اندازه پارویِ نونوایی سنگکیه٫ خدا تا توپ رو کوفت کرده بشه بهترین بازیکن دفاعی سال و قرارداد بعدیش هم چاق و چله تر میشه. یک مثال دیگه همین کریس باش خودمونه٫ شما فکر میکنید امتیازی که این بنده خدا تک و تنها تو یک بازی میاره با امتیازی که ری آلن با اون همه ستاره دورش میاره یکیه. مثال این حرفا زیاده ولی دلم نیامد این یکی رو نگم٫ همین درک فیشر که شیرازه تیم لیکرز دستشه اگر نبود بهتون میگفتم کوبی برایانت چند مرده حلاج بود. درک فیشر علی رغم سن بالاش بارها جلوی بازیکن های که مثل قطار میرفتن تو سه ثانیه لیکرز وایساد تا شارژ بگیره و همین فول شارژ باعث شد جریان بازی به نفع لیکرز برکرده. میدونین حضور همین بازیکن توی زمین چند صد تایم اوت رو برای فیل جکسون نجات داده تا فیل جکسون بتونه تو ده ثانیه آخر بازی های میلیمتری شونصد تا تایم اوت بگیره و کوبی بزنه چشم و چار تیم مقابل رو در بیاره. بیست سال دیگه هر کسی به کتاب آمار های بسکتبال امروز نگاه کنه متاسفانه اسمی از درک فیشر توش نمیبینه و این درحالیه که فیل جکسون حداقل دو تا از حلقه های قهرمانیشو به همین بازیکن مدیونه۰
بسکتبال قرن بیست و یکم نیاز داره به آمار جور دیگه ای نگاه کنه. وقتی که شاخص های آماری بتونن نشان دهنده نقش واقعی بازیکن در جریان بازی یا بهتر شدن عملکرد بازیکن های دیگه باشن اون وقته که دیگه قصه دابل دابل و تریپل دابل و منم منم در این ورزش تیمی برای همیشه تموم میشه و یک سری از ستاره جدید در بسکتبال ظاهر میشن. این ها همون هایی هستن که الان بهشون میگن قهرمانان پنهان۰
شان مریان٫ بازیکن تیم دلس موریکس در شب نشینی در تورونتوهیچ وقت از شان نزول یا مفهوم لغوی صفا٫ سیتی٫ مربا سر در نیاورم ولی این اصطلاح از اون حرفای کوچه بازاریه که بیست سال پیش بین جوونا خیلی رایج بود. کاربردش هم در توصیف مکان یا موقعیتی بود که خیلی خوش میگذشت و کسی هم نبود که مزاحم بشه. حالا که کرکری خوندن در ان بی ای در مورد اینکه چه شهری خوبه و چه شهری بده بالا گرفته٫ این وسط بازیکن های ان بی ای همه معتقدن تورنتو جایی که صفا٫ سیتی ٫ مربا در موردش کاربرد داره۰
اگر فکر میکنید کار اون یارو حراستی های تیم ملی در کنترل بازیکن ها در سفرهای خارجی سخته٫ خودتونو بگزارین جایی مدیر تیم ها بسکتبال ان بی ای که یک عده جوونِ میلیونر٫ قد بلند و معروف زیر دستشونه و باید مطمن باشن که اینا هر روز سر تمرین پیداشون میشه. مدیر یک تیم ان بی ای که نمیتونه مثل حراستیه برای بازیکنه پرونده درست کنه و بفرستش به اسفل الاسافلین. تا وقتی که بازیکنه قانون شکنی نکرده و مرتب سر تمرینش میاد به او ربطی نداره که خارج از ساعت اداری بازیکن ها با کی میگردن و چکار میکنن ۰ این وسط نقش اینکه شما در چه شهری هستین خیلی مهمه. مثل کار اون کسی که تو اوکلاهوما سیتی تیم داری میکنه خیلی راحت تر از اونه که تو لس انجلس تیم داری میکنه. اگر چه هر شهری٫ هر چقدر هم کوچک ٫ یک مکانی برای شب زنده داری و عشق و حال داره ولی در میون شهرهای آمریکای شمالی ٫ بساط شب نشینیِ کلاس بالا در تورنتو سنگین به راهه۰
حتی اگر بازیکن های جوون تیم تورنتو بیشتر وقت آزادشون با رفیق های هم تیمیشون اکس باکس بازی کنن ٫هنوز هم ادمای هستن که میگن اینا از بس که شبا رفتن عشق و حال تمرکزشون رو از دست دادن و به مرحله حذفی بازی ها نرسیدن. درست یا غلط ٫ دنیای ورزش حرفه ای همینه٫ همین که ورزشکار حرفه ای شدی دخترها از سرو کولت میرن بالا٫ هر شب به پارتی های آن چنانی ( قدیما به پارتی میگفتن میهمانی شیاطین) دعوت میشی٫ یک مشت رفقای قدیمی شب و روز دور و ورت علاف میچرخن و خلاصه برای خودت گنده لاتی میشی که اون ورش ناپیدا. اینجاست که تمرکز روی تمرین٫ مسابقه و پیشرفت کردن مرد میخواهد و گاو کهن۰
سال ۲۰۰۸ در بازی های ویلیام جونز در فیلیپین که قبل از بازی های قهرمانی اسیا (انتخابی المپیک پکن) برگزار میشد ایران دوبار با تیم بزرگسالان اردن بازی کرد. یک بار به این تیم باختیم و یک بار میلیمتری بردیم. بر همه واضح و مبرهن است که اردن حسابی موی دماغ ایران شده بود و خواهد شد. دیروز تیم ملی جوانان ایران تونست تیم ملی جوانان اردن را به بیست دو اختلاف ببره. در بسکتبال بیست و دو اختلاف یعنی تیم بازنده در کل بازی داشته بوق میزده و میرفته جلو۰
حالا سوال اینجاست که کشوری که تیم جوانانش جلوی تیم جوانان ایران بوق میزنه و میره جلو چطور در بازی های بزرگسالان یقه تیم بزرگسالان ما رو میگیره؟
یک رفیقی قدیمی دارم که عادت داره وقتی با بروبچ داریم فیلم سینمایی یا یک بازی ورزشی نگاه میکنیم یک جا بند نمیشه٫ هر دقیقه میره چایی میاره٫ هندونه میاره وسط فیلم میرفت ساندویچ میخره... آخرش هم که داستان فیلم از دستش در میره ٫ میپرسید اقا کی خوبه کی بدَه؟ حالا این داستان بی علاقگی به بعضی از ورزش هاست. یکی از چیزهایی که باعث میشه کسی از ورزشی خوشش نیاد اینه که از ساختار مسابقاتی اون ورزش سر در نمیاره. مثلا من خودم هنوز نفهمیدم این مسابقات گلف یا بازی های ورزش های رزمی مختلط (همین ورزشی که دو تا گردن کلفت میرن تو یک رینگ شش گوشه همدیگه رو به قصد کشت میزنن) داستانش چیه؟ چطوری یکی میشه قهرمان؟ اصلا برنامه چیه؟ همین ان بی ای خودمان هم کم کیچ کننده نیست. کنفرانس غرب؟ کنفرانس شرق؟ دیویژن اتلانتیک؟ بازی های حذفی؟ فصل عادی؟ برنامه چیه دیگه... کی خوبه کی بَده؟
لیگ های حرفه ای بسکتبال امریکا از اکتبر هر سال شروع شده و در ماه جون خاتمه می یابد و در دو بخش دوره ای و حذفی برگزار میشود. در قسمت دوره ای این مسابقات همه بازی ها بصورت رفت و برگشت انجام میشود. هر تیم در قسمت دوره ای باید ۸۲ بازی انجام دهد که ۴۱ بازی در خانه و ۴۱ بازی در جاده خواهد بود. با توجه به اینکه امریکا کشور بسیار بزرگیه و از این طرف تا اون طرف کشور پنج ساعت پروازه و اگر همه تیم ها بخواهند با هم به اندازه مساوی با هم بازی کنند بازیکن ها از بس که توی هوا هستن داغون میشن. به همین خاطر تیم های این مسابقات از لحاظ جغرافیایی به دو دسته کلی تیم های کنفرانس شرقی و تیم های کنفرانس غربی تقسیم شدن. در البته هنوز هم هر کدام از این کنفرانس ها از لحاظ مساحت از کل قاره اروپا بزرگتره٫ به همین دلیل هر کنفرانس هم به چند بخش یا دیویژن تقسیم شده. هر تیم با تیم های دیویژن خودش باید چهار بار بازی کنه٫ با تیم های دیگر دیویژن های کنفرانس خودش سه بار و با تیم های دیگر کنفرانس یک بار بازی کنه.البته هر بار یعنی یک رفت و برگشت. در پایان فصل بازی های دوره ای هشت تیم برتر هر کنفرانس به جدول بازی های حذفی صعود میکنن۰
در بخش بازی های حذفی تیم ها فقط با تیمهای دیگر کنفرانس خودشون بازی میکنن تا نهایتا قهرمان کنفرانس مشخص بشه. در جدول بازی های حذفی تیم اول با تیم هشتم٫ تیم دوم با تیم هفتم و به همین شکل تا آخر. این بازی های هم بصورت رفت و برگشت انجام میشود و هر تیم بتواند زودتر چهار بازی از هفت بازی را برنده شود به مرحله بعدی بازی های حذفی صعود خواهد کرد و تیم های بازنده از دوره مسابقات خارج میشن. در بازی نهایی این مسابقات٫ قهرمان کنفرانس شرق با قهرمان کنفرانس غرب روبرو میشه که باز هم هر تیم زودتر چهار بازی از هفت بازی رو ببره قهرمان جهان خواهد شد۰
این همه دنگ و فنگ برای اینه که هیچ تیمی نتونه شانسی قهرمان ان بی ای بشه. با توجه به اینکه بسکتبالیست های ان بی ای هشت نه ماه در مسابقات هستن و یک عالمه بازی میکنن٫ تیم های مدعی قهرمانی باید نیمکت قویی هم داشته باشن که بتونن جایگزین بازیکن های مصدوم بشن. البته در کنار این همه بازی یک عالمه هم پول درمیاد که جای خودشو داره۰
حالا فهمیدین کی خوبه کی بَده؟
هول نَشین هنوز فصل ان بی ای تموم نشده. وقتی بخش بازی های دوره ای فصل لیگ ان بی ای تموم میشه اینها معتقدن فصل تموم شده و در واقع بازی های بخش حذفی فصل رو بعد از فصل یا پوست سیزن میگن. به هر حال وقت جمع بندی بخش بازی های دوره ای فصل هست و دور دوره انتخاب بهترین ها. من هم اینجا براتون بهترین قطعات بازی فصل گذشته رو سر هم کردم. البته با تشکر از ان بی ای دات کام۰
در دو یادداشت قبل بررسی کردم که چطور بعضی از کشور ها مدال آوردن رو با توسعه یک ورزش اشتباه میگیرند و در قسمت دوم این یادداشت مرور کردم که فرهنگ ما ایرانی ها در کجاها و چطور با توسعه کلاسیک ورزش تضاد پیدا میکند. همچنین گفتم که اگر بخواهیم وایسم تا مملکت همه جاش درست بشه بعد هم به سلامتی بسکتبال یک چیزی بشه ممکنه موهامون رنگ دندونمون بشه٫ تازه کی گفته اگر مملکت درست بشه همه ورزش هاش هم درست میشه٫ مگه الان کانادا که هر سال داره جز پنج تا کشور درست حسابی دنیا برای زندگی شناخته میشه٫ ورزشهای رزمیش درست شده یا برعکس آرژانتین که الان توی لیست فیبا بهترین تیم بسکتبال دنیا رو داره ٫ بهترین جای دنیا برای زندگی کردنه؟ میخواهم توی این بخش پایانی روشی رو که اطمینان دارم در ایران برای پیشرفت و توسعه ورزش بسکتبال جواب میده به ساده ترین زبان مطرح کنم٫ شاید اقایونی که در ایران دستشون به چیزی میرسه یک ایده ای بگیرن و به یک جایی برسوننش۰
اگر یادتون بیاد در اولین بخش گفتم که هدف توسعه ورزش باید این باشد که فضایی ایجاد کرد تا هر بچه ای دلش بخواد بسکتبالیست بشه. توجیه پشت این هدف اینه که٫ ورزش از اون چیزهاست که در دراز مدت کمیت کیفیت رو تضمین خواهد کرد٫ یعنی اگه فقط یک درصد از اون بچه کوچولو ها بازیکن بشن به هدفمون رسیدیم۰ پیشرفت بسکتبال موقعی محقق میشه که توی شهرامون چپ و راست زمینه یا حلقه های بسکتبال عین قارچ سیز بشن. تشویق هم البته موثره. تشویق هر فرد به سمت یک ورزش خاص در هر گروه سنی انگیزه های متفاوتی رو میطلبه. مثلا در گروه سنی ۵ تا ۸ سال بچه های فقط کار بچه های بزرگتر و پدر مادر رو کپی میکنن و هر چی بگذاری جلوشون همونو انجام میدن. در گروه سنی ۸ تا ۱۲ سال انگیزشون اینه که بگن ما دیگه بزرگ شدیم٫ و اون ورزش اگر بهشون حس بزرگ شدن رو بده شب و روز ولش نمیکنن . در گروه سنی ۱۲ تا ۱۷ داستان چیز دیگه ایه. نوجوانا میخوان تو مدرسه معروف باشن٫ دخترها یا پسرها براشون غش کنن٫ حس مسوولیت پذیری و مرد و زن شدن را احساس کنن. هیچ بچه ۱۳ ساله ای رو نمیشه با پول یا قول و قرار دانشگاه مجانی توی تیم نگهداشت. توجه به پول٫ نگرانی برای اینده و پست و مقام در گروه ۱۸ سال به بالا خودشو نشون میده. پس یادتون باشه اگر خواسته پسر ۸ ساله تون رو به بسکتبالیست کننین هی بهش نگین بچه از تمرین ندزد٫ بزرگ بشی اون حاجیه صاحب مهرام بهت یه عالمه پول میده بری برای خودت یک پرادو بخری یا یک پوستر شکیل اونیل که سوار رولزوریسشه رو نزنید تو اتاقش. تو این سن فقط کافیه ببینه باباش یا داداشش یا بچه های بزرگتر مدرسه دارند بسکتبال بازی میکنن۰
خب حالا ما تو ایران چکار میتونیم بکنیم؟ کاری که ما میتونیم توی ایران بکنیم اینه که با بسکتبال مثل توسعه بیزنس رستوران های فست فود برخورد کنیم! نه بابا سرمای کانادا مغزمو منجمد نکرده٫ وقتی قضیه رو براتون باز کنم دستتون میاد نکته چیه. ببینید بیزینس فست فود توی این ده ٫ دوازده سال گذشته توی شهرهای ایران چه پیشرفتی کرده و غذاهای اشغال این رستوران ها چطوری جای خورشت و پلو های ایرانی رو در زنجیره غذایی ماها گرفته. فکر میکنین این توسعه اثر سیاست های دراز مدت دولت بوده یا در اثر مجاهدت های ریاست فدراسیون مک دونالد این همه سوراخ سمبه تو شهرهای بزرک و کوچکمون هست که همبرگر پشت و رو میکنن؟ نه خیر٫ همینطور که آب چاله رو پیدا میکنه٫ عرضه هم تقاضا رو پیدا میکنه. پیشنهاد من برای توسعه بسکتبال در ایران در واقع استفاده از تقاضاهای فعلی در جامعه ما و پاسخ دادن به آن تقاضا ها بوسیله ورزش بسکتبال است٫ اگر بتونیم این ارتباط رو بر قرار کنیم٫ دیگه نیازی نیست فدراسیون تیم داری کنه٫ مربی خارجی بیاره یا مسابقات برگزار کنه تا ایشالاه بعد از صدو بیست سال ملت ما رو بیارن به بسکتبال ۰
خوب٫ ببینیم چه چور تقاضایی در جامعه ما وجود داره که باعث شده کاسبی فست فود اینقدر پیشرفت کنه. جامعه جوون شهری ما نیاز داره به تفریح ارزون٫ تمیز٫ باکلاس (با استاندارهای اون قسمت از دنیا)٫ مدرن و چیزی که باهاش احساس کنن به جاهای درست و حسابی دنیا وصلن و نهایتا جوونا دنبال محلی هستن معاشرت با جوونا دیگه۰ اگر فکر میکنید توسعه این نوع رستورانهای بخاطر گرسنه بودن مردمه ٫ سخت در اشتباهین. کسی که گرسنه است میره همون ساندیچی های قدیمی خودمون٫ سفارش یک ساندویج زبونه دونونه میده یا یک دونه سنگگ میگیره با دو سیر پنیر و یک کاناداداری میزنه به بدن. همبرگرهای فسقلیه این فست فودهای کسی رو سیر نمیکنه۰ نکته کلیدی اینه که چطوری میشه بسکتبال رو به موضوعی برای تفریح ارزون٫ تمیز٫ مدرن٫ باکلاس و محلی برای معاشرت جوونا تبدیل کرد؟ بسکتبال در ایران از قدیم هم به عنوان ورزش باکلاسی تلقی میشد و هنوز ها وقتی جوونا میخواهن یک کفش ورزشی ژیگولی بپوشن٫ کفش های بسکتبال انتخاب اولشونه. حتی تو اینور دنیا که مردم ازادن هرچی دلشون میخواد توی خیابون بپوشن ٫ لباسهای بسکتبال انتخاب شماره یک اوناست. کمتر کسی رو این روزا میبینی که تو خیابون داره با شورت دوچرخه سواری راه میره یا با دوبنده کشتی نشسته پشت رل. حتی در ایران اگر یه نوجوون غیر ورزشکار تصمیم بگیره یک پوستر ورزشی تو اتاقش بزنه مطمن باشید پوستر دانک کردن کوبی برایات رو به پوستر دوچرخه سواریه لنس ارمسترانگ ترجیه میده. اینا نمونه هایه که نشون میده بسکتبال قابلیت های مردمی شدن بیشتر در ایران داره۰
چون بسکتبال ایران صاحب دیگه ای نداره٫ خیلی از این راهکارها رو فدراسیون میتونه انجام بده.الان بهترین کاری که فدراسیون میتونه برای توسعه بسکتبال انجام بده اینه که با سرمایه گذاری روی موفقیت های مدالی بسکتبال در این سالهای با تلویزیون دست به یقه بشه تا بسکتبال بیشتر نشون بدن. بهتون قول میدم اگر نصف اون چیزی که الان توی کانالهای مختلف ما دارن فوتبال نشون میدن ٫ بسکتبال بگذارن٫ چهار سال دیگه همه بچه فسقلی ها الان یک توپ بسکت زیر بقلشونه. فدراسیون به جای اینکه کمیته استعداد یابی تشکیل بده و بیفت تو خیابون ببینه کی قد بلنده باید بره در استان های بسکتبال خیز٫ پولدارها رو پیدا کنه و بهشون یاد بده که چطوری میتونن از بسکتبال پول دربیارن. یعنی چی؟ تو ایران که نمیشه حق تلویزونی فروخت یا تی شرت تیم بسکتبال فروخت٫ همین فردا میرن از روی دستت کپ میزنن. نه خیر! فدراسیون باید بره به پولدارهای شهرهای بسکتبال خیز بگه به جای اینکه پولشون رو برن تو تورونتو٫ ونکور٫ مالزی ملک بخرن٫ بیان یک تیکه شو مجموعه تفریحی ورزشی مختص به بسکتبال بزنن. منظورم یک چیزی شبیه کلبه بازی شادی خنده یا مجموعه بولینگ عبدو است که همه چیزش تم بسکتبال داره. حتی لازم نیست فدراسیون از پولدارها بخواد تیم داری بکنن٫ چون خود اون پولدار ها اگه به این نتیجه برسن که تیم داری توش پول هست ٫ اینکار رو خواهند کرد. فدراسیون به جایی اینکه بره برای بودجه خودش با سازمان تربیت بندی دست به یقه بشه٫ باید بره با بانکها و دولت وارد مذاکره بشه تا به ادمایی که میخوان مجموعه های ورزشی تفریحی بسکتبال درست کنن٫ امتیاز های ویژه داده بشه. اگر جوونا جایی با کلاس٫ تمیز و ارزون داشته باشن که وقتشو اونجا صرف کنه دیگه لازم نیست بیفتن تو خیابون ها بالاپایین کردن. میدونین همین سالن درب و داغون و پکیده اسدی شمرون که سالهای محل وقت گذرونی یک عالمه بچه و جوون شمرونی و غیر شمرونی بود٫ با همه کمبود هاش و دره پیت بودنش چند تا قهرمان رو فرستاد به تیم های ملی و چند هزار تا جوون دیگه رو از خلاف کردن و سر کوچه وایسادن و به ناموس مردم نگاه کردن نجات داده۰ حالا تصور کنید همین مجموعه تمیز تر ٫ بزرگتر٫ دارای رستوران های درست و حسابی ارزون٫ سینمای درست حسابی که فیلم های بسکتبال نشون میده و بازیهای ان بی ای رو زنده پخش میکنه٫ دارای مهد کودک و کمپ های بسکتبال برای بچه کوچیکا٫ زمین های کوچیک بازی یک زمینه٫ سالنهایی برای اجاره جهت برگزاری تولد و هزارجور مراسم دیگه٫ کلاس های آموزشی برای خانواده های جوون٫ برنامه های تفریحی با تم بسکتبال و سر آخر یکی دوتا زمین درست و حسابی برای تمرین تیم های باشگاه داشته باشه. حتی همون زمین های بسکتبال رو هم میشه برای عروسی٫عزا٫ سخنرانی٫ کنسرت موزیک یا هر برنامه دیگر اجاره داد و ارزشون پول درآورد. نکته اساسی چنین مجموعه ها اینه که کوچولویهایی که با پدر مادرشون اومدن انجا میتونن از نزدیک قهرمان های بسکتبال رو ببینن. در چنین فضا هایی انگیزه بسکتبالیست شدن رو برای هر گروه سنی رو میشه بوجود آورد. تصور کنید بیست سی تا از این مجموعه ها توی تهران٫ اصفهان٫ اهواز٫ گنبد٫ سنندج و خلاصه هر جای دیگه بسکتبال خیز٫ چه به لحاظ برگشت سرمایه و چه به لحاظ جذب کردن بچه ها به بسکتبال موثر خواهد بود. چه بخواهیم چه نخواهیم با این برنامه ای دراز مدتی که چینی ها برای توسعه بسکتبالشون دارن به زودی هیچ کس تو آسیا به گردشون نمیرسه و اگر ما امروز بجنبیم میتونیم موفقیت های امروز بسکتبالمون رو پایه برای رسیدن و بهتر شدن از چینی ها بکنیم۰