Posted
1 CommentPost a comment
نرلن نويل مهمترین بازیکنی که به سیکسرز پیوست
در گذشته فیلادلفیا سونتی سیکسرز با بازیکنانی چون جولیوس اروینگ، چارلز بازکلی و الن ایورسون توجه دوست داران بسکتبال را به خود جلب میکرد، اما در چند فصل گذشته این باشگاه یکی از در پیت ترین تیم های لیگ ان بی ای بود. با رفتن اندری ایگودالا و درو هالیدی و اخرین شانس های بازی کردن اندرو باینم و نیک یانگ این باشگاه برای فصل آینده رسما به سوتی ترین تیم ان بی ای تبدیل شده. از عجایب دیگر در این تیم اینست که طبق قرارداد بین لیگ و اتحادیه بازیکنان ان بی ای هر تیم برای فصل اینده باید حداقل پنجاه و دو میلیون دلار و هشت هزار دلار دستمزد پرداخت کند و این در حالی است که برای اولین بار در تاریخ ان بی ای تیم سیکسرز عددی معادل چهل و شش میلیون و پانصد هزار دلار دستمزد میدهد که بیش از شش میلیون دلار زیر خط فقر در ان بی ای است. سیکسرز بازیکنان ال استاری اش را به تیم های دیگر داد، مجموعه ای بازیکن فشل نظیر نرلان نویل (بازیکن شاخص دانشگاهی که تمام فصل گذشته را مصدوم بود و تازه گندش در آمده که عمل زانوی اون خرابکاری تر از ان بوده که به رسانه ها گزارش شده) و رویس وایت (که بدلیل ترس از سوار شدن به هواپیما نیمی از بازی های فصل آینده را به همراه تیم نخواهد بود) را به خدمت گرفت. حتی بازیکن آینده دار جوانش ، ارسلان کاظمی، به لیگ های خارج از آمریکا فرستاد. پیشبینی کارشناسان ان بی ای اینست که فیلادلفیا بیش تر از پانزده شانزده بازی بیشتر پیروز نشوند
در ان بی ای بدترین تیم بودن هم یک مزیت است! طبق قانون یارکشی در ان بی ای تیمی که بدترین رکورد را داشته باشد بیشترین شانس را برای کشیدن بهترین بازیکن دانشگاهی سال را دارد و فیلادلفیا هم تمام برنامه اش اینست که بد ترین تیم باشد تا بهترین شانس را برای کشیدن اندرو ویگینز ( و حتی جباری پارکر) را داشته باشه. جدا از برنامه ریزی برای به خدمت گرفتن اندرو ویگینز اینکه قراردادهای کوامی براون و اسپنسر هاز سال اینده خاتمه خواهد یافت، برای فیلادلفیا چنان ظرفیت پرداخت حقوقی باز خواهد که تا این تیم بتواند هر بازیکن آزادی (از لبرون گرفته تا کارملو انتونی) که در ان بی ای بازی میکنند دارد را به خدمت بگیرد بدون اینکه از حداکثر میزان پرداخت حقوق عبور کند. این تکنیکی است که به ان تنکینک یا جاخالی آمدن میگویند و که کلیولند هم در چند سال گذشته اجرا کرد و از ان طریق توانست یک عالمه بازیکن جوان خوب جمع کند تا در ده سال اینده تیم خوبی داشته باشد. البته همه اینها به شرطی است که فیلادلفیا در لاتاریی که بین تیم های ته جدولی برگزار میشود شانس اول یارکشی را کسب کند
ارسلان کاظمی اکنون در ان بی ای به عنوان یک بازیکن بال یا وینگ شناخته میشود و از شانس بد او لیگ این روزها پر است از بازیکن جوان و خیلی خوب وینگ. حتی اگر فیلادلفیا اندرو ویگینز را هم درفت کند او هم یک بازیکن وینگ است که پیوستن او یک جای بیشتر را از ارسلان در فیلادلفیا خواهد گرفت. اما همه این حرفها به این معنی نیست که راه بازگشت ارسلان به لیگ بسته شده. ارسلان با توجه به عملکردش در فصل اینده سوپر لیگ ایران، باشگاه های اسیا، جام جهانی و تمریناتش در آمریکا میتواند به سیکسرزی ها نشان دهد که یکی از ان پیراهن های تیم حق اوست. امکان دیگری که برای ارسلان وجود دارد اینست که سیکسرز سال اینده او را به تیم دیگری در ان بی ای منتقل کند تا مهره های لازم برای ترکیب جدید تیمش را برای فصل ۲۰۱۴-۲۰۱۵ به دست آورد. یکسال آینده سال بسیار تعیین کننده ای در اینده حرفه ای ارسلان کاظمی است
دلیل شماره یک: ارز آوری و توسعه صادرات غیر نفتی
دلیل شماره دو: باز شدن جا برای یک بازیکن نخبه در تیم های ایرانی
دلیل شماره سه: احتمال اینکه صمد پولش را از تیم چینی به موقع بگیرد بیشتر از اینست که پولش را از تیم ایرانی به موقع بگیرد
دلیل شماره چهار: آدم های بیشتری بازی صمد را بصورت زنده از تلویزیون تماشا خواهند کرد
دلیل شماره پنج: بسکتبالیست هایی ایرانی که در حد ان بی ای و باشگاه های اروپا نیستند یک لیگ خارجی جدید را برای بازی کردن خواهند یافت و این خود انگیزه ای جدید برای جوانان ما خواهد بود
دلیل شماره شش: آشنا شدن صمد با سیستمی برگزاری لیگی که به بازیکن های نخبه باج نمیدهد
دلیل شماره هفت: با دیدن بازی صمد تیم های دیگر چینی به خرید بازیکنان جوان تر ایرانی روی خواهند آورد
دلیل شماره هشت: بازی کردن در چین صمد را با توسعه بسکتبال در این کشور اشنا خواهد کرد و وقتی که او بازنشست شد شاید بتوان از آموزه های او در چین برای بسکتبال خودمان استفاده کنیم
دلیل شماره نه: با دیدن بازی حمله ای صمد چینی ها بیشتر از بسکتبال ایران خواهند ترسید
دلیل شماره ده: کمیته انظباتی فدراسیون بسکتبال از چوب دو سر طلا شدن نجات یافت
محمد رشید، از برو بچه های پرو پا قرص صفحه فیسبوک توپ سرگردان ، یک سوال اساسی مطرح کرد. او پرسید « اینها ( بازیکنان ان بی ای) چطوری 82 تا بازی میکنن توی کل قاره در شش ماه و کم نمیارن؟ اینجا تیم ملی ما دو سه ماه میره اردو ولی بازی ششم همه بچه ها بریدن»...حرفیه بخدا
بازیکن ان بی ای بود یکی از سخت ترین کارهای دنیاست. نه ماه از سال هر هفته باید دو سه باری سفر کنی، شب های زیادی را باید در هتل بخوابی و غذای خانگی نخوری، هر شب باید در بهترین شرایط آمادگی باشی، مداوم باید مواظب بدنت باشی، هر روز باید روحیه ات را بالا نگهداری؛ اخه چطوری میشه این کار را کرد؟ برای پاسخ به این سوال باید جواب را در چند پاراگراف مختلف جداجدا مطرح کنم. البته هیچ کدام از این پارامتر ها به تنهایی عامل موفقیت نیست ولی ترکیبی انهاست که باعث میشود بازیکنان ان بی ای چنین عملکردی داشته باشند
از ژنتیک نمیتوان فرار کرد
در ان بی ای چهارصد بازیکن بسکتبال وجود دارد که قاعدتا بهترین چهار صد بازیکن بسکتبال جهان هستند. تصور کنید از میلیون ها میلیون بسکتبالیست در دنیا بهترین چهارصد نفر را انتخاب کنیم، این چهارصد نفر قطعا از نظر ژنتیکی با متوسط بسکتبالیست ها دنیا تفاوت دارند.حالا تصور کنید در این چهارصد بازیکنی که در لیگ هستند چند نفر آنها در طول کل 82 بازی لیگ حداقل شبی 20 دقیقه بازی میکنند. احتمالا چیزی نزدیک دویست هفتاد هشتاد نفر خواهد بود. حال از این دویست هشتاد نفر چند نفر هستند که هر شب در زمین بسکتبال خوب بازی میکنند و امار بالایی را میآورند؟ احتمالا این تعداد زیر صد نفر است. اکنون تصور کنید از کل بسکتبالیست های دنیا هشتاد نفر بهترین بازیکن را جدا کردیم .قطعا و یقینا بدن این بازیکنان چه به لحاظ ابعاد فیزیکی و چه به لحاظ قابلیت های بدنی با بدن یک بسکتبالیست عادی تفاوت هایی اساسی دارد. برای نمونه لبرون جیمز با آن قد بلند شاید یکی از سریعترین ورزشکاران در همه ورزش ها باشد یا جرالد گرین با قد دو متر و سه سانت از پرندگان ارتفاع دومیدانی هم بیشتر میپرد. نرلان نوئل همبازی ارسلان کاظمی در سیکسرز پنهای بال هایش معادل قد یائو مینگ است! از این نمونه ها در بازیکنان ان بی ای فراوان است. پدر یا مادر یا هر دو والدین این بازیکنان در بسیاری از موارد خودشان هم ورزشکاران عالی رتبه ای بوده اند. اندرو ویگینز بازیکن جوان دانشگاه کنزس که سال 2014 به عنوان درفت یک ان بی ای پیش بینی میشود یکی از همین نمونه ها است. پدر اندرو میچل ویگینز بازیکن ان بی ای بوده و مادرش مارتا پین قهرمان دو سرعت المپیک بود. خوب از ترکیب چنین ژنتیکی چه انتظار میتوان داشت؟
بدن شما از همان چیزی ساخته شده است که میخورید
در یک مصاحبه رادیویی از چارلز اوکلی، ستاره دهه هشتاد نیویورک نیکس، پرسیدند که چرا در گذشته بازیکنان کمتری بودند که سالهایی زیادی در اوج قرار میگرفتند اما امروز میبینم بازیکنانی مثل کوبی و لبرون بیش از ده سال در اوج هستند؟ اوکلی جواب داد:« زمان ما وقتی بازی تمام میشد با بچه ها از سالن ( مدیسون اسکوئرگاردن) بیرون میآمدیم و اولین دکه بوریتو ( نوعی غذای مکزیکی است که با گوشت چرخ کرده و حبوبات تهیه میشود) و تا میتونستیم بوریتوی چرب میریختیم توی خندق بلا. بعدش هم میرفتم شب نشینی توی کلاب و تا دیر وقت با دخترها ومعلق و وارو میزدیم و کارمون بود عرق خوری تا پس بیفتیم. نزدیکای صبح که میخواستیم بریم خونه سر راه یک پیتزای خرکی میگرفتیم که توی راه بخوریم و بوریتو ها را بشوره ببره پایین. تازه بقیه اش را هم به عنوان صبحانه سرد سرد میزدیم به بدن . اما الان قضیه فرق کرده. بسکتبالیست ها غذای سالم میخورن؛ به اندازه کافی میخوابن، خیلی هاشون در مصرف الکل زیاده روی نمیکنن و حسابی مواظب خودشون هستند. ما اصلا حالیمون نبود چی به چی» فکر کنم جان کلام را چارلز اوکلی گفت
کمپ های آماده سازی فضایی
اینکه یک بسکتبال ان بی ای بدن خودش را آماده نگهداره وظیفه خود ان ورزشکار است. در خیلی از موارد بازیکنان هزینه های مربوط به بدن سازی پیش فصل را از جیب خودشان پرداخت میکنند و به صورت شخصی به کمپ های اماده سازی میروند تا روی نقاط ضعفشان کار کنند. در آمریکا و اروپا کمپ هایی هست که مخصوص اماده سازی فردی و تیمی بازیکنان حرفه ای ورزش های مختلف ساخته شده. در این کمپ ها علاوه بر امکانات تمرینی فضایی، امکانات پزشکی بی نهایت مدرن هم وجود دارد که بازیکنان را در جهت اماده سازی هر چه بیشتر کمک میکنند. بسیاری از بازیکنان ان بی ای در تابستان تمام وقتشان را در این کمپ ها میگذرانند تا برای فصل اینده آماده باشند. این تمرینات فقط وزنه زدن یا شوت زدن نیست . در خیلی از این تمرینات بازیکنان ان بی ای یوگا کار میکنند یا زیر نظر متخصصان امر به مدیتیشن میپردازند. خلاصه اینکه هر کاری که باعث اماده تر شدن این بازیکنان میشود را انجام میدهند
شاید دلچسب ترین صحنه در مراسم پس از قهرمانی ایران در مسابقات اسیایی صحنه ای بود که بازیکن ایرانی بر روی دوش یاران شروع به قیچی کردن تور سبد تیم مقابل کردند. این حرکت نمادین به معنای غلبه کامل بر تیم های مقابل و در اختیار گرفتن سبد تیم های دیگر حاضر در مسابقات است. اما هیچ وقت به این فکر افتاده اید که این رسم چیست و از کجا آمده؟
معنی این کار چیست؟
به خانه بردن یادگاری از یک بازی که بر حریف غلبه کرده ایم در بسیاری از ورزش های رایج است. در فوتبال امریکایی تیم قهرمان توپ بازی را به خانه میبرد. در شطرنج بازیکن مغلوب مهره شاه اش را به برنده میدهد. در بسکتبال هم چه نشانه ای از این بهتر که تیم قهرمان سبد تیم مغلوب را به نشانه مالکیت مال خود کند. از انجایی که باز کردن حلقه و سبد کاری عملی نیست لذا تیم قهرمان به اقدامی نمادین قیچی کردن تور تیم حریف بسنده میکند. بسیاری از تیم ها در محل باشگاه ویترینی از تورهای قیچی شده دارند که نشانه از افتخارات ان باشگاه است
این رسم از کجا امده؟
مانند خیلی از رسوم و ادا اصول های بسکتبال این رسم هم از قلب بسکتبال امریکا بازی های دبیرستان های استان اهایو اماده. در سالهای دهه 1920 این رسم در مسابقات دبیرستان های این ایالت بود. در سال 1947 که اورت کیس، مربی سابق دبیرستان های فرانکفورت ( شهری در اوهایو) به عنوان سرمربی دانشگاه کارولینای شمالی انتخاب شد این رسم را با خود به مسابقات ان سی دابل ای اور. چهار قهرمانی این سرمربی این رسم را در دهه چهل و پنجاه میلادی در مسابقات دانشگاه های امریکا به عنوان یک عنصر جدا نشدنی جای انداخت
این رسم از کی به ایران امد؟
این رسم هم مثل چیزهای جدید دیگر در بسکتبال ما نظیر خالکوبی، گوش کردن به آهنگ های رپ و استفاده از هدفون های بسیار بزرگ بین بسکتبالیست های ما نسبتا چیز جدیدی است که با توسعه ارتباطات جهانی در ایران هم مد شد. تا انجا که میدانم قبل از سال 1373 هیچ گاه چنین رسمی در مسابقات آموزگاهی یا باشگاهی رایج نبود
به ترتیب از چپ باب کرلند، لوییس ال سیندر و مایکل جوردن تاریخ سازان اسلم دانک در بسکتبال بودند
دانک ، اسلم دانک، کوبیدن، چپاندن، آبشار یا هر چیزی دیگه ای که به وارد کردن توپ با دست و با شدت به داخل حلقه بسکتبال میگویید، تماشایی ترین حرکت در ورزش بسکتبال است. های لایت های بازی بسکتبال در همه جای دنیا پر است از ویدیو های بلند و کوتاه بسکتبالیست هایی که با قدرت توپ را درون سبد بسکتبال میچپانند. اما نکاتی جالبی در مورد دانک وجود دارد که کمتر کسی از آن اطلاع دارد
اولین بازیکنی که دانک کرد- اولین بازیکنی که بطور مستند حرکت دانک را در حین یک مسابقه رسمی بسکتبال انجام داد باب کرلند از دانشگاه اوکلاهوما سیتی بود. که با قد دو متر و ده سانتی اش در سال 1945 در مسابقات ان سی دابل ای تیم های حریف را با حرکت دانک مبهوت کرد
دانک کردن ممنوع میشود - این ممنوعیت که قانون لوییس ال سیندر شناخته شد در سال 1967 در مسابقات دانشگاهی امریکا وضع شد تا لمس کردن حلقه در هنگام ورود توپ به سبد برای ده سال ممنوع شود. بسیاری معتقدند این قانون تنها برای مهار لوییس ال سیندر ( که بعد ها مسلمان شد و نامش را به کریم عبدلجبار تغییر دارد) وضع شد تا رقابت های دانشگاهی امریکا عادلانه تر برگزار شود
عبارت اسلم دانک از کجا آمد - اولین بار چیک هرن ، گزارشگر لوس انجلس لیکرز در سال 1972 از عبارت اسلم دانک یا دانک پر سروصدا استفاده کرد که همین نام روی این حرکت ماند
اولین مسابقات اسلم دانک - ممنوعیت دانک در دانشگاه های امریکا باعث نشد که بسکتبالیست ها این حرکت زیبا را کنار بگزارند. اولین مسابقه رسمی اسلم دانک در لیگ ای بی ای امریکا در سال 1976 انجام شد
اولین شکستن تخته بسکتبال در یک مسابقه رسمی:- اولین مورد شکستن حلقه بسکتبال در اثر اسلم دانک در سال 1979 توسط دریل داکینز انجام شد که اینکار منجر به این شد که لیگ ان بی ای حلقه های فنری را جایگزین حلقه های ساده ان روزها بکند
اولین دانک توسط یک زن - اولین دانک توسط یک زن را جورجینا ولز باقد دو مترو دو سانت از دانشگاه وست ویرجینا در سال 1984 انجام داد. اولین زن در مسابقات دبلیو ان بی ای ( ان بی ای زنان) لیزا لزلی بود که دانک کرد
اولین مسابقه دانک در لیگ زنان - دبلیو ان بی ای ( ان بی ای زنان) در صدد است تا برای فصل اینده مسابقه دانک زنان را به مسابقه ستارگان اضافه کند
بسیاری از رسانه ها فارسی (جراید و خبرگزاری ها) که فرق درفت ان بی ای را از گوشت کوبیده تشیخص نمیدهند خبر درفت شدن ارسلان را در ان بی ای به شکلی منعکس کردند که مخاطب تصور خواهد کرد که ارسلان تا ده سال دیگر در ان بی ای فیکس به زمین خواهد رفت ( البته امیدمان اینست که چنین بشود) اما این تصور کیلومتر ها با واقعیت فاصله دارد. در طی دو هفته گذشته خوانندگان وبلاگ یادداشتهای توپ سرگردان سوالات زیادی را در مورد وضعیت نهایی ارسلان برای من ارسال کرده اند که در اینجا به مهمترین انها پاسخ میدهم
بازیکنانی که در دور دوم درفت ان بی ای ( جایگاه سی و یکم تا شصت) توسط تیم ها به کار گرفته میشوند هیچ گونه گارانتی از بابت میزان دقایق بازی و قرار داد دراز مدت نخواهند داشت. استخدام این بازیکنان نهایی است اما این بدین معنی نیست که با درفت شدن بازیکن در ترکیب اصلی ( دوازه نفر ) قرار خواهد داشت. تیم با توجه به مهارت های هر بازیکن و نیازی که در ان لحظه تیم به او دارد چند گزینه پیش روی تیم خواهد بود. گزینه اول اینکه بازیکن را مستقیما وارد ترکیب اصلی بکنند و یا بطور یار شروع کننده و یا یار ذخیره از خدمات او بهره ببرند. گزینه دوم اینست که بازیکن را به لیگ اماده سازی ان بی ای موسوم به دی لیگ بفرستد تا تجربه بازی پیدا کند. گزینه دیگری هم هست که یک تیم ممکن است به این نتیجه برسد که بازیکن درفت شده در دور دوم به به دردش نمیخورد و قرار داد آن بازیکن را خاتمه دهد و او را بازیکن ازاد اعلام نماید. البته گزینه های خاص دیگری هم هست نظیر اینکه بازیکن درفت شده ( عموما بازیکن های خارجی) میتوانند در حالی که توسط تیم های ان بی ای درفت شده اند هنوز در باشگاه اصلی خودشان بازی کنند و در پایان قراد داد به تیم ان بی ای بپوندند. این مورد اخر در باره چند بازیکن نظیر ریکی روبیو و باشگاه رئال مادرید رخ داد
هدف اصلی برگزاری لیگ تابستانی اینست که تیم هایی ان بی ای بازیکنانی که جدیدا به تیم پیوسته اند را بیازمایند. درست است که تیم ها بازیکنان درفت شده و نقل انتقالی را در نظر داشته اند اما میخواهند انها را درقالب تیم درفت کننده هم ارزیابی نمایند. از دیدگاه بازیکنان لیگ تابستانی جایگاه یک مصاحبه شغلی طولانی را دارد. بازیکنان در این بازی ها تلاش میکنند به کارفرمایشان نشان دهند که چقدر خوب میتوانند در چارچوب تیم قرار بگیرند و در خدمت برنامه های تیمی باشند
در حال حاضر وضعیت مدیریت تیم فیلادلفیا کمی پیچیده است. مربی معروف این تیم داگ کالینز در پایان فصل گذشته با دلخوری تمام استعفا داد. مدیر اجرایی این تیم هم کمتر از دو ماه پیش به این سازمان پیوسته. تیم هم اکنون تحت مربی گری دستیار داگ کالینز اداره میشود و هنوز معلوم نیست که نهایتا این تیم چه خواهد کرد اما مدیر اجرایی این تیم بارها در مصاحبه هایش گفته که تیم ما مجموعه ای از بازیکنان سخت کوش و جوان خواهد بود. این دو پارامتری ان چیزهایی است که ارسلان در دانشگاه سرلوحه کارش قرارداده است. از این نظر ارسلان انتخاب مناسبی برای فیلادلفیا به نظر میاید. چند روز پیش یکی از سایت های معتبر (بلیچر ریپورت) رده بندی بازیکنان فیلادلفیا را بر اساس عملکردشان ( در لیگ تابستانی و رده بندی های قبلی) به شرح زیر منتشر کرده است
بازیکن دوازدهم - کوامی براون -سنتر
بازیکن یازدهم - ارنت مالتری - فوروارد
بازیکن دهم - جاستین هالیدی - گارد/ فوروارد
بازیکن نهم - رویس وایت - فوروارد
بازیکن هشتم - لاووی الن - فوروارد- سنتر
بازیکن هفتم - ارسلان کاظمی - فوروارد
بازیکن ششم - جیسون ریچاردسون - گارد
بازیکن پنجم - مایکل کارتر ویلیامز- گارد
بازیکن چهارم- اسپنسر هاز- سنتر
بازیکن سوم - نرلان نوئل - سنتر
بازیکن دوم - اونز ترنر - گرد / فوروارد
بازیکن اول - تدییس یانگ - فوروارد
بر اساس نظر این وبسایت ارسلان کاظمی در ترکیب اصلی تیم جای دارد و عنوان یکی از یاران ذخیره بازیکنان شروع کننده را پشتیبانی خواهد کر. باید دید در چند هفته اینده تحولات در تیم فیلادفیا به چه شکلی رقم خواهد خورد و ایا این تیم سر مربی جدیدی را استخدام خواهد کرد و استخدام این سرمربی چه تاثیری در جایگاه ارسلان در تیمش خواهد داشت
میخاییل پورخاروف به عنوان مهمترین بسکتبال گردان روسیه همیشه به دنبال جذب اندری کیریلنکو به تیمش بود
جذب بازیکن معروف روسیه، آندری کیریلنکو، توسط تیم بروکلین نتز کفر جمعاعت پولدار آمریکا را در آورده. قبل از اینکه وارد جزییات این جابجایی بشوم بگذارید یک نکته را روشن کنم. پس فردا برنکردین توی تلویزیون و رادیوی جمهوری اسلامی بگین کایرولنکوَ یا کیارولینکو یا فقط بگین اندری و از این مزخرفات، اقا فامیل این بنده خدا گلاب به روتون ، روم به دیوار کیریلنکو است هیچ کاریش هم نمیشه کرد. از مبحث دور نشویم: قرارداد سه میلیون دلاری این اقای کیریلنکو که روزهای اوجش در سالهای ۲۰۰۶ مدتهاست که گذشته، کفر مالکین تیم های ان بی ای را در آورده است. سوال میکنید که چرا جذب یک بازیکن تقریبا کم اهمیت چرا باید خبر ساز باشد؟
داستان از این قرار داست. کیریلنکو که تا فصل قبل بازیکن مینه سوتا بود و برای فصل اینده اختیار عقد قراردادی معادل ده میلیون دلار با این تیم را داشت ناگهان تصمیم گرفت قید هفت میلیون دلار را بزند و به تیم بروکلین نتز بپیوندد. درست است که بروکلین محله قدیمی روس ها و اوکراینی های امریکاست ، درست است که مالک این تیم اقای میخاییل پورخاروف روسی است و صحیح است که با جذب کوین گارنت و پال پیرس این تیم برای خودش کسی است ولی هفت میلیون دلار هم پول کمی نیست. بسیاری از مالکان تیم های ان بی ای معتقدند که این اقای پورخاروف که امام جماعتِ دودره های تاریخ است تفاوت هفت میلیونی قرارداد کیریلنکو را بصورت زیر میزی در روسیه یا هر جای دیگر در خارج از امریکا به او پرداخت کرده و به لیگ ان بی ای چیزی نمیگوید
حالا سوال اینجاست که بفرض هم که پورخاروف که داره هفت میلیون را میدهد پس دیگر چه مرگش است که همه ده میلیون دلار قرار داد کیریلنکو را به لیگ گزازش نمیکند؟
بروکلین نتز با پرداخت ۱۸۵ میلیون دلار دستمزد برای سال ۲۰۱۳ رکورد میزان پرداخت شده پول برای یک فصل را شکست. از این ۱۸۵ میلیون دلار ۸۱ میلیون دلار ان تنها جریمه ایست که لیگ برای پرداخت بیش از سقف دستمزد حد در نظر گرفته است! با اینکه پول برای پورخاروف علف خرسی بیش نیست اما ده میلیون دلار قرارداد کیریلنکو سقف این جریمه را تا سه میلیون دلار به ازای هر یک میلیون دلار بالا میبرد. به زبان ساده اینکه اگر پورخاروف قرار بود همان ده میلیون دلارمینه سوتا را به کیریلنکو پرداخت کند این قرار داد برایش چهل میلیون دلار آب میخورد. ده میلیون دلار دستمزد و سی میلیون دلار هم جریمه. داستان اینجوری است خلاصه
مالکان آمریکایی تیم های ان بی که خودشان از دودره های تاریخ هستند و بیشترشان با فرار از مالیات، رشوه به نمایندگان مجلس برای تغییر قوانین به نفع شان، استفاده از انحصارهای تجاری مختلف و هزار شامورتی بازی دیگر ثروت لایزالی را به هم زده اند اکنون انگشت اتهام به سمت پورخاروف نشانه رفته اند که او برای فرار از پرداخت جریمه بیشتر به ان بی ای این معامله را زیر میزی حل و فصل کرده است. آنها نگران هستند که پس فردا که خرپول های چینی و عرب تیم های ان بی ای را یکی یکی مالک شوند خداوند هم نمیتواند پرداختهای زیر میزی را کنترل کند و بساط لیگ برهم خواهد خورد۰
مییخاییل پورخاروف که یکی از پولدارترین شهروندان روسیه است عمده پولش را از راه دودره بازی در بالا کشیدن شرکت های دولتی پس از فروپاشی شوروی سابق بدست اورده. او که خودش را بیرنس من و سیاستمدار معرفی میکند از نوجوانی عضو حزب کمونیست شوروی و کمسومول (حزب حاکم شوروی) بوده از همان ابتدا سوراخ دعای چیاول ملت بی زبان را یافته بود. پس از فروپاشی شوروی رابطه نزدیک او با مافیای روسیه َ، اعضای اسبق کا گ ب و نهایتا رفیق گرمابه و گلستانش جناب اقای ویلادیمر پوتین راه را برای چپاول بیشتر هموار کرده. او نمونه روسی یک آقا زاده ه یا همین فرماندهان سپاه خودمان است که شرکت های دولتی را در فرایند خصوصی سازی بالا میکشند و با انحصار های دولتی و وام های یامفت پول هنگفتی را به جیب میزنند. یکی از شاهکارهای مییخاییل پورخاروف این بود که دو سه روز قبل از ورشکستکی بزرگ مالی در امریکا در سال ۲۰۰۹ ناگهان و یک شبه نیمی از میلیارد ها دلار پولش را از بانک ها و موسسات مالی غربی بیرون کشید و شاد و خندان دود شدن پول بسیاری از امریکایی های و اروپایی ها را از ویلایش درکوه های سویس نظاره کرده. او که اولین مالک روسی یک تیم ان بی ای است از خرج کردند ابایی ندارد. سالن بارکلی سنتر که برای تیمش در بروکلین ساخته نظیر ندارد و اکنون هم که سرکیسه را شل کرده تا هر چه بازیکن شاخص است را به بروکلین بیاورد. حالا باید دید که مالکان تیم های ان بی ای انقدر جنم دارند که قضیه پول زیر میزی کیریلنکو را بطور رسمی دنبال کنند
درست است که لبران جیمز و برو بچ میامی هیت جایزه قهرمان این فصل را بالای سر بردند ولی برنده های واقعی این فصل ان بازیکنانی بودند که بیشترین پول را گرفتند و بیشترشان هیچ کاری نکردند. اینجا نام سیزده بازیکن را برای تان فهرست کردم که به ترتیب دولا پهنا ترین قراردادهای ان بی ای را منعقد کرده اند. به یاد داشته باشید متوسط دستمزد پرداختی در ان بی ای حدود سه و نیم میلیون دلار است (قرارداد حامد حدادی زیر دو میلیون دلار در سال است) و لبران جیمز با ان همه کبکبه و دبدبه اش هفده میلیون چوق میگیرد
سیزده- جان سالامون : هشت میلیون دلار . او در فصل گذشته بطور متوسط در هر بازی هفت امتیاز برای ساکرامنتو کینگز اورد
دوازده- چارلی ویلنوویوا: هشت میلیون دلار. در سال 2009 او به عنوان عزیز کرده حسن کبابی به دیترویت پیوست ولی پس از مجروح شدن عملا به چوق سفید تبدیل شد اما چک های چاق و چله حقوقش کماکان پایدار است
یازده- دی اندره جوردن: : ده و نیم میلیون دلار. او که با دستهای بی نهایت دراز و قدش در زمین گرد وخاک میکند عملا در چهار فصل گذشته بطور متوسط 21 درقیقه در هر بازی داخل زمین بوده. وقتی فکرش را میکنید ده میلیون دلار برا بازیکنی که نصف وقتش روی نیمکت است و در چهار فصل زیر 10 ریباند در هر بازی داشته میفهمید که این جوان بد جوری به پاچه مالکان تیمهای ان بی ای فرو کرده است
ده- ریچارد جفرسون : ده میلیون و خورده ای دلار. شاید ده میلیون دلار برای او در سال 2006-2007 کم هم بود، وقتی که در نیوجرزی نتر به همراه جیسون کید کولاک میکرد اما اکنون در تیم گلدن استیت او به پیر دیر روی نیمکت تبدیل شده
نه- امکا اوکوفور: سیزده میلیون و پانصد هزار دلار. سال 2004 که اکوفور توسط باب کتز یارکشی شد هر شب دبل دبل روی شاخش بود ولی فصل گذشته بزور 8 امتیاز و 7 ریباند هم نمیتوانست ثبت کند. خنده دار تر از همه اینست که اکوفور دوبرابر ابر ستاره تیمش جان وال در واشنگتن ویزارد پول میگیرد
هشت- هیدو ترک اوغلو: یازده میلیون هشت صد هزار دلار. ممکنه در ترکیه او را به عنوان مایکل جوردن بشناسند یا بازی او در اورلاندو به همراه دوایت هیجان انگیز بود اما در فصل گذشته او و خیک گنده اش در حد اسگل برقی ظاهر شدند
هفت- کارلوس بوزر: پانزده میلیون دلار. ظاهر شدن اسم بوزر در این فهرست ممکن است تعجب شما را برانگیزد ولی اگر از طرفداران شیکاگو بپرسید میفهمید که انها راضی نیستند. در دو فصل گذشته در این تیم ریباند های دورقمی بوزر ناپدید شد و متوسط امتیازش در هر بازی به پانزده کاهش یافت. وقتی میبنیم که او پانزده میلیون دلار وجه رایج مملکت را به جیب میزند در حالی که در پلی اف امسال متوسط امتیازش دوازده نیم امتیاز در هر بازی بود کف و خونمان در می اید
شش- جو جانسون: یک نمه کمتر از سالی بیست میلیون دلار. قبول دارم جو جانسن بازیکن خوبی است و شوتهای خفن میزند؛ مخصوصا شوتهای اخر بازی ولی با بیست میلیون دلار در سال میشه سه تا بازیکن خوب دو مترو پانزده سانتی خرید. جو جانسن ششمین بیشترین دستمزد لیگ را میگیرد در حالی که شاید در پانزده بهترین بازیکن های لیگ هم جایی نداشته باشد
پنج- کریس هامفریز: دوازده میلیون دلار. هنوز هم کسی نفهمید چه طوری کریس هامفریز توانست قرارداد دوساله ای با مبلغ بیست و چهار میلیون دلار با بروکلین ببندد. شاید مالکان تیم پس از اینکه کیم کارداشیان او را دو دره کرد دلشان به حالش سوخت و این پول یا مفت را به او دادند. او در فصل گذشته به زور متوسط دبل دبل ( 10 امتیاز10 ریباند) داشته ظاهرا تنها سفید پوست این تیم است
چهار - بین گوردون: دوازده و نیم میلیون دلار. اگر یادتان بیاید گوردن همان بازیکنی بود که از روی نیمکت شیکاگو به زمین میامد و در یک چشم به هم زدن چهل امتیاز می اورد؛ از وسط زمین سه میزد؛ بازیکنان حریف را اسگل میکرد و خلاصه تیم مقابل را از هم میپاشاند ولی از وقتی به دیترویت و بعد هم به بابکتز رفت کسی از او خبری دارد؟
سه- اندره ایگودالا- چهارده و نیم میلیون دلار. نام ایگودالا همیشه به عنوان ابر ستاره مطرح شده. دستمزد او همانند کوین دورنت ؛ لبران جیمز و دریک روز است اما هنوز نتوانسته تیم فیلادلفیا را به مرحله دوم حذفی برساند.اکنون که او در دنور بالاترین حقوق را میگیرد سالهای خوب او به سرعت در حال سپری شدن است
دو- رشارد لوییس: پانزده میلیون دلار- هیچکس نمیداند چطور رشارد لویس قرارداد پنج ساله ای به میزان 118 میلیون دلار امضا کرد. او امسال به میامی هیت پیوست و انگشتر قهرمانی هم گرفت ولی در کل فصل بیست دقیقه ام بازی نکرد. به این میگن زرنگ
یک- گیلبرت اریناس: بیست و یک میلیون دلار- فکرشو بکن که روی یک مبل خیلی راحت لب زمین بشینی و واسه خودت بازی بسکتبال ان بی ای نگاه کنی؛ دخترهای خوشگل که توی زمین قر میدن را دید بزنی . هر بازی هم سه چهار دقیقه بری توی زمین و دو سه تا سه امتیازی شاه غلام حسینی ول بدی به طاق طویله که عمرا هم گل نشه. بعدش هم یک مشت اسگل بیان سالی بیست میلیون دلار دو دستی تقدیم شما بکنند. عشق است و مستی! این زندگی گیلبرت اریناس ستاره بدون تیم ان بی ای بود که در اخرین فصل اش در ان بی ای برای ممفیس بازی کرد و از مزایای بی ربط ترین قرارداد تاریخ ان بی ای که در سال 2008 به مبلغ 111 میلیون دلار با واشنگتن ویزارد بسته شد استفاده میکند.
میامی هیت در بازی دوم فینال ان بی ای با نوزده اختلاف در برابر سن انتونیو به پیروزی رسید. این در حالی است که میامی هیت بازی اول را در خانه واگذار کرده است. میامی هیت در بازی های فصل عادی و مرحله اول و دوم بازی ها حذفی نشان داده که پس از شکست هر بار توانسته به بر نقص های خود فایق اید و بازی بعدی را به برد تبدیل کند. محور همه این پیروزها در میامی هیت کسی جز لبرون جیمز نیست. اما پیروزی شب پیش در برابرسن انتونیو به شکلی بود که در تیم میامی هیت سابقه نداشت
اصولا در تیم هایی نظیر میامی هیت ، لیکرز، اوکلاهوما و حتی شیکاگو ( با حضور درک رز) وقتی تیم در موقعیتی سخت قرار میگرد ابر ستاره این تیم ها کار را به دست گرفته و تیم را بر دوشش میگذارد. در اوکلاهوما همه توپ ها به کوین دورنت ختم شده، در لیکرز کوبی همه شوتها را از ان خود میکند و حتی در میامی هم در سالهای گذشته لبرون جیمز یک تنه کار را تمام میکرد. اینبار اریک اسپولسترا در برابر سن انتونیو به این نتیجه رسید که لبرون جیمز حمله کردن یک تنه نمیتواند این تیم را از پیش بردارد و تنها راه پیروزی در برابر سن انتونیو اینست که مثل خود سن انتونیو با آنها روبرو شد
با نگاهی گذار به امار دیشب میبنیم که لبرون تنها هفده امتیاز اورده ولی چهار بازیکن دیگر تیم همه دورقمی امتیاز آورده اند و دو بازیکن دیگر هم نه امتیاز اورده اند. روش پیروزی تیمی متدی است که سن انتونیو با آن قهرمانی های زیادی را به خانه برد. لبرون جیمز در نیمه اول انچنان در راه انداختن هم تیمی هایش تلاش کرد که بسیاری از طرفداران هیت عصبانی شدند که چرا لبرون خودش حمله نمیکند. شاید برای اولین بار باشد که های لایت بازی لبرون جیمز حرکت دفاعی او در بلوکه کردن تیاگو اسپلیتر باشد. این پاس های فراوان و دفاع جانانه در نیمه دوم بی اثر نماند و ماشین سه امتیازی زنی هیت روشن شد و انچه را که دیدیم بر سر سن انتونیو آورد. لبرون جیمز در بازی دیشب با امتیاز مثبت 29 در امار مثبت/منفی موثر تر بازیکن زمین بود و این درسی برای دیگر ابر ستارگان لیگ است که فقط با حمله به حلقه و پنالتی زدن نیست که میشود بار تیم را بر دوش کشید
هفته آینده (بیست یکم ماه می) کتاب فیل جکسون «یازده حلقه: روح موفقیت» به بازار خواهد آمد. این کتابی است که بسیاری از بسکتبال دوستان مدتها در انتظارش بودند. این کتاب بیوگرافی گونه شرح رویدادهایی است که طی آن فیل جکسون به عنوان سرمربی شیگاگو بولز و لوس انجلس لیکرز به یازده حلقه قهرمانی ان بی ای رسید.
یکی از بحث برانگیز ترین بخش های این کتاب مقایسه کوبی برایانت با مایکل جوردن است. فیل جکسون در طی سالهایی که سرمربی لوس انجلس لیکرز بود در برابر سوالات خبرنگاران در باب مقایسه این دو بازیکن مقاومت کرد در این کتاب پاسخ سوالی که بسیاری از علاقمندان بسکتبال سالهای در انتظارش بودند به جزییات ذکر کرد۰.
روزنامه لوس انجلس تایمز که به نسخه های پیش چاپ این کتاب دست یافته و بخشهایی که به مقایسه این دوبازیکن پرداخته را در نسخه دیروز این روزنامه چاپ کرده. در اولین بخش آمده
مایکل از کوبی کاریزماتیک تر بود، او عاشق این بود که همراه بازیکنان دیگر باشد، با آنها ورق بازی کند، سیگار برگ بکشد… کوبی یه جور دیگه بود، کوبی بیشتر توی خودش بود، کوبی وقتی به تیم پیوست از همه جوان تر بود و به همین دلیل مهارت های روابط عمومی اش مثل جوردن شکل نیافته بود، خیلی دوست نداشت با بازیکنان تیم حش و نشر داشته باشد، ولی وقتی بزرگتر شد کاملا مشخص بود که با هم تیمی هایش وقت بیشتر میگذاره
در مورد بازی جوردن یک تفاوت عمده وجود داشت. جوردن یک جوری بطور طبیعی میگذاشت بازی جریان خودشو داشته باشه و نهایتا بازی به سمت او کشیده بشه، ولی کوبی بیش از حد تلاش میکنه که بازی از طریق او در جریان باشه. وقتی شوتهای کوبی گل نمیشه اون به شوت زدن ادامه تا بالاخره دستش گرم بش ولی جوردن در این شرایط بیشتر روی دفاع تمرکز میکرد، برای هم تیمی هاش موقعیت امتیاز آوری فراهم میکرد یا حتی برای هم تیمی هاش پیک میداد
در بخش دیگری از این کتاب فیل جکسون به این اشاره میکند که وقتی لیکرز به شیکاگو رفت او شرایطی ترتیب داد که کوبی و جوردن با هم ملاقات کنند تا بلکه روح برتری طلبی کوبی کمی فروکش کند و از جوردن بیاموزد تا کمی از خود گذشتگی کند. وقتی کوبی و جوردن با هم دست دادند اولین جمله کوبی به جوردن این بود
فقط بهت بگم که اگر تک به تک بزنیم لوله ای
تابستان 1991. رختکن سال بسکتبال کرایسلر در شهر آن اربور در ایالت میشیگان. تیم دانشگاه میشیگان که به تازگی پنج بازیکن تازه جدید را به خدمت گرفته بود در حال لباس پوشیدن برای اولین تمرین بود. جی لین رُز بازیکن گارد تیم یونیفرمش را از کارتنی که لباس های جدید تیم در آن قرار داشت بیرون اورد. نگاه چپ چپی به شورتش یونیفرم زردش انداخت و انرا به داخل کارتن پرت کرد. جی لین رُز با آن شورت تنگ بسکتبال که در آن روزها رایج بود به هیچ وجه راحت نبود. او در محله های خطرناک شهر دیترویت بزرگ شده بود، جایی که پوشیدن شورتهای تنگ هنوز هم کار عاقلانه ای نیست. رُز به هیچ وجه حاضر نبود که با آن شورت های تنگ مسخره جلوی بچه محل هایش ظاهر شود. این بود که از سانتر ذخیره تیم که چهار سایز از او بزرگتر بود پرسید که حاضر است شورت یونیفرمش را با او عوض کند و او هم پذیرفت. جی لین رز نفس راحتی کشید و با شورتی که تا زانوهایش میرسید وارد زمین شد. استیو فیشر مربی تیم با دیدن جی لین رز و لباس گل و گشادش او را به کنار کشید و از او توضیح خواست. جی لین رز گفت که اگر مجبور شود ان شورت تنگ را بپوشد از تیم انصراف خواهد داد. مربی تیم هم که برای جمع کردن ان بازیکنان زحمت زیادی کشیده بود نمیخواست وضعیت شورت یک بازیکن تیمش را به هم بزند اما نمی دانست که این انتخاب مد از سوی یک بازیکن جوان انقلابی در لباس بسکتبال در سراسر دنیا آغاز خواهد کرد
اینکه انتخاب لباس یک بازیکن از یک تیم دانشگاهی از یک کشور بتواند در مد لباس بسکتبال در کل جهان تاثیر بگزارد از رویدادهایی است که کمتر رخ میدهد. جی لین رز به همراه جُوان هاوارد، کریس وبر، جیمی کینگ و ری جکسون پنج بازیکنی بودند که مسابقات دانشگاهی امریکا را در اوایل دهه نود میلادی متحول کردند. این پنج بازیکن که به «فَب فایو» مشهور شدند نه تنها نتایج درخشانی در بسکتبال دانشگاهی کسب کردند بلکه اولین کسانی بودند که بطور جدی فرهنگ هیپ - هاپ یا رپ را وارد بسکتبال کردند. یکی از مولفه های این فرهنگ پوشیدن لباس های گشاد و بَگی است. شهرت تیم دانشگاه میشیگان با یونیفرم های گل و گشادش ان چنان بود که تیم های بسکتبال ان بی ای هم در سال های 1993-94 تصمیم به بلند تر کردند شورتهای بسیار تنگ آن روزها کردند تا اینکه در اواسط دهه نود هیچ اثر از ان لباس های ناراحت زمان قدیم در ان بی ای و ان سی دبل ای وجود نداشت
عکس های قدیمی بسکتبال خودم را که نگاه میکنم باورم نمی شود که چطور در ان شورت های تنگ و مسخره ما راحت بودیم . به هر حال اینکه امروز بسکتبالیست های جهان در همه رده ها شورت های راحت و ابرومند به پا میکنند مدیون سر سختی و پر رو بودن یک جوان دیتروتی است . جی لین رز پس از سیزده سال بازی در ان بی ای در سال 2007 بازنشست شد و اکنون به عنوان تحلیل گر تلویزیونی برای شبکه های مختلف آمریکا از جمله ان بی ای و تی ان تی فعالیت میکند
بیل کلینتون در یک پیام عمومی افتخار کرد که خود را دوست او میداند
باراک اوباما در یک پیام رسمی جسارت و شهامت او را ستود
جان وال ( ستاره تیم واشنگتن) در تویتی نوشت به که داشتن چنین هم تیمی افتخار میکند
اما این همه عکس العملی نبود که جامعه ورزشی آمریکا در باره خبری که پایه های ورزش حرفه ای امریکا را تکان داد نشان داد نبود. بسیاری - نظیر کریس بروسارد، تحلیلگر بسکتبال- انچه جیسون کالینز ، سانتر واشنگتن ویزارد درباره زندگی شخصی اش عنوان کرد را به کفر گویی و محاربه با آرمان های حضرت مسیح دانستند. جیسون کالینز دیروز در . مصاحبه ای با رسانه اسپورت ایلاستریتد در آمریکا بطور علی اعلام کرد که گِی (همجنس گرا) است. این اولین باری است که یک بازیکن مرد از یکی از لیگ های ملی امریکا در زمانی که هنوز در لیگ مشغول است چنین موضوعی را بطور علنی اعلام میکند
بسیاری از بازیکنان و مربیان شاخص در لیگ ان بی ای بطور علنی شهامت این بازیکن که بطور علنی درباره تمایل جنسی اش صحبت کرد را ستودند اما ایا لیگ ان بی ای و لایه های زیرین فرهنگ این ورزش حرفه ای آماده پذیرش بازیکنان همجنس گراست؟ یادمان باشد که کوبی برایانت، ابر ستاره و سمبل این لیگ، دو سال پیش از واژه ای اهانت امیز با معنی هم جنس گرا به داور توهین کرد و صد هزار دلار جریمه شد. آیا رختکن های ان بی ای آماده پذیرش بازیکنان همجنس گراست؟
قرارداد جیسون کالینز با واشنگتن ویزارد خاتمه یافته است و او رسما بازیکن ازاد اعلام شد. در مصاحبه او به خبرنگار اسپورت ایلاسترتد گفت که درست است که دوازده سال در لیگ بازی کرده ولی قصد کناره گیری ندارد. آزمون واقعی فرهنگ تساهل در ان بی ای هنگامی است که ببنیم ایا تیم دیگری با او، مستقل از جهت گیری جنسی اش و تنها بر اساس مهارتها و شایستگی های فنی بسکتبالش قرارداد خواهد بست یا نه
به نظر شخصی من آنچه در اتاق خواب یک بازیکن حرفه ای بزرگسال رخ میده ، مستقل از اینکه رفتار ژنتیک یا رفتار خود خواسته باشد، تا جایی که سلامت خود و هم تیمی هایش را به خطر نیندازد و با اهداف تیم در تضاد نباشد ربطی به مسایل تیمی و مسابقات ورزشی ندارد. همانگونه که یک حسابدار، مهندس یا حتی کارگر ساختمانی میتواند همجنسگرا و در محیط کار پذیرفته شده باشد یک ورزشکار حرفه ای مرد یا زن هم باید از این حق برخوردار باشد
پیش فرض یک : برای ستاره شدن در بسکتبال بر خلاف بسیاری از ورزشهای دیگر نظیر تنیس و ژیمناستیک نیازی نیست از سن سه یا چهار سالگی بطور جدی بسکتبال بازی کرده باشیم. بسیاری از ستاره های ملی ما و حتی ستاره ها بزرگترین لیگ های جهان تا نوجوانی دل در گروی ورزشهای دیگر داده بودند. اینکه در ورزش بسکتبال (نه مینی بسکتبال) بازیکن باید توپ سنگینی را به ارتفاع بسیار بالایی پرت کند خود یک عامل بازدارنده برای گرویدن کودکان پیش دبستانی و حتی سالهای آغازین دبستان به بسکتبال است. در موارد زیادی دیده شده که کودکانی که از خردسالی بسکتبال را شروع کرده اند مکانیک حرکاتشان، خصوصا شوت زدنشان، هیچ وقت درست نمیشود. کودکان برای اینکه بتوانند توپ سنگین را به حلقه برسانند باید توپ را تا زانو ها پایین اورده و دو دستی پرتاپ کنند. بسیاری از بازیکنان حتی بعد از بزرگ شدن هم این مکانیک را از دست نمیدهند که با اصول بسکتبال در تضاد است . باید منتظر ماند تا فیزیک بدنی کودک به حداقل های لازم برای بسکتبال برسد و انگاه است که آموزش بسکتبال به طور موثر اغاز خواهد شد
پیش فرض دو: درخشیدن در ورزش بسکتبال در مرحله اول مرهون فیزیک استثنایی بدن هر بازیکن است. قد بلند، کف دست بزرگ، پرش زیاد، سرعت فوق العاده از جمله نیاز های اولیه برای درخشیدن در لیگ ان بی ای است. اگر به ستاره های این لیگ نگاه کنیم هر کدام به لحاظ ساختار بدنی نمونه ای استثنایی از یک بسکتبالیست هستند. مایکل جوردن با کف دست بی نهایت بزرگ که به او اجازه میداد یک دستی روی هوا با توپ مانور کند, قدرت بدنی و سرعتی استثنایی لبرون جیمز که به او اجازه میدهد هر لحظه در هر کجای زمین در هر ارتفاعی که بخواهی موثر ظاهر شود، قد بسیار بلند یائو مینگ یا روی هیبرت ( ایندیانا پیسرز) که اجازه بلوک کردن هر نوع مهاجمی را به این بازیکن میدهد. خلاصه اینکه انهایی که قدرت بدنی یا ابعاد فیزیکی خارق العاده ای ندارند باید سودای درخشیدن در لیگ ان بی ای را به گور ببرند
استفن کری ، جوان ریز نقش اوهایویی ( 191 سانت در ان بی ای ریز نقش حساب میشود)، این دو پیش فرض را زیر سوال برد. او از سال 2009 گارد راس تیم گلدن استیت است. استفن کری نه سرعت تونی پارکر (سن انتونیو) را دارند، نه پرش جان وال (ویزارد) نه سرعت کراس اور کایری اروینگ (کلیولند) و نه قدرت انفجاری راسل وستبروک ( اوکلاهوما) . این جوان چیزی دارد که همه پوینت گارهای ان بی ای به آن قبطه میخورند. او در زمین بسکتبال آن چنان راحت بازی میکند که انگار در اتاق خوابش در حال بازی اکس باکس است. او در برابر ترسناک ترین مدافعان لیگ چنان مانور میدهد انگار در حیاط خانه اش با بچه های فامیل پنج سه یک میزند. استفن کری زیر حلقه در حالی که غولهای ان بی ای اسمان بالای سرش را تیره و تار کرده اند چنان سوراخ برای شوت پیدا میکند که آبرو برای مدافعان به جای نمیگذارد. اسفتن کری هفته گذشته آماری به جای گذاشت که خواب اسطوره های سه امتیازی لیگ را اشفته کرد. او توانست در 256 بازی اش اولش در لیگ ان بی ای 621 سه امتیازی به ثمر برساند. این آمار برای اسطوره های چون استیو کر 147، برای ری الن 322 و برای رجی میلر 407 سه امتیازی است. این اعداد به این معنی است که استفن کری بیست و پنج ساله که حداقل ده سال دیگر در لیگ خواهد بود در چند سال اینده رکورد تاریخی 2176 سه امتیازی به ثمر رسیده ری الن را خواهد شکست و پس از ان تا پایان عمر بازیگری اش در لیگ رکوردی به جا خواهد گذاشت که با رکورد 38000 امتیازی کریم عبدالجبار برابری خواهد کرد
بازی استفن کری ترکیبی است از خونسردی بی نهایت و مهارت در فضا سازی. او با اتکا به کارایی مثال زدنی و دامنه شوت زنی بی نهایت گسترده اش چنان فضایی برای خود و هم تیمی هایش ایجاد میکند که نه نیازی به پرش هایی جان وال باشد و نه استارت های انفجاری راسل وست بروک. مدافعین استفن کری میدانند که وقتی او در نیمه حمله دست به توپ میشود هر لحظه و از هر کجا احتمال امتیاز آوری هست به همین دلیل باید بسیار نزدیک او را دفاع کنند. همین موضوع باعث میشود یاران پوششی دیگر دفاع هم باز شوند. او مانند یک اهنربا دفاع حریف را دچار اعواج میکند و هم تیمی هایش از همین اعوجاج دفاع برای اجرای نقشه تیمشان سود میبرند. اسفتن کری اثبات کرد برای ابر ستاره بودن نیازی به قد بلند، سرعت وحشتناک یا قابلیت های بدنی استثنایی نیست
راز موفقیت استفن کری چیست؟
ملکوم گلدول، نویسنده معروف کانادایی، در کتاب مشهورش " اوت لایرز" رمز موفقیت افراد استثایی تاریخ را در زمینه های مختلف در این میداند که اگر فردی هر کاری را ده هزار ساعت انجام دهد در هر کاری نخبه میشود. استفن کری از جمله آدمهای موفقی است که از قانون ده هزار ساعت ملکوم گلدول سود برده. استفن کری در سال 1988 در شهر اکرون اوهایو به دنیا آمد جایی که پدرش، دِل کِری، گارد راس تیم کلیولند کاوالیرز بود. او از همان خردسالی همیشه با پدرش در زمین بسکتبال بود. استفن کری از وقتی راه رفتن را آموختن در زمین های ان بی ای بزرگ شد و با بازیکنان ان بی ای حشر و نشر داشت. پدرش که خود یکی از بهترین سه امتیازی زن های ان بی ای بود شوت زدن را به او آموخت و اسفتن کوچولو هم یادگرفت چطور بازیکنانی که قدشان سه برابر قد اوست را سر کار بگذارند. بعدها که پدرش به تیم رپتورز انتقال یافت خیلی از رپتورزی های ان زمان به یاد دارند که دل کری پسر ده ساله اش، استفن، که چشمهای روشنی هم داشت را هر روز با خود سر تمرین و مسابقه می آورد. او تا پیش از دوازده سالگی ده هزار ساعت بسکتبال بازی کردن را تکمیل کرد. این ویدیو که اگهی ان بی ای است از ویدیوی واقعی استفن کری دوازده ساله که با پدرش در تورنتو در حال گرم کردن قبل از بازی ان بی است تهیه شده. استفن کری با مهارت و اعتماد به نفسش در ان بی ای دو پیش فرض بسیار رایج در بسکتبال را در هم شکست و راه را برای ستاره شدن بازیکنان جوان دیگری که قد بی نهایت بلند یا قدرت بدنی خارق العاده ای ندارند را بازکرد
خبر یک: چند زورگیر در تهران که ویدیوی زورگیری انها روی اینترنت منتشر شد به اعدام محکوم شدند
خبر دو :مایک رایس، مربی زورگوی دانشگاه راتگرز، پس از انتشار ویدیوی رفتار غیر انسانی اش با بازیکنان تیم در یوتیوب از کار اخراج شد
مشاهده یک: مربی تیم راتگرز مدت ها بود که چنین رفتاری را از خود نشان میداد. کسانی که از نزدیک با مایک رایس کار کرده اند تایید میکنند که حرفها و کارهای او چیز جدیدی نیست. اینکه او به بازیکنان را ( بعضی وقتها بچه های ده ساله) با توهین هایی نظیر « بچه کونی» خطاب میکرد تازگی نداشت. مایک رایس بازیکنانش را به قصد توهین هل میداد و یا توپ را به سر و کله شان پرت میکرد و این کار هر روزش بود. شکایت های زیادی از این مربی به عمل امده بود ولی تیم پِرِستی معاونت ورزشی دانشگاه تنها او را یکبار از حضور در سه بازی محروم کرد. همین شکایت باعث شد که مایک رایس و تیم پِرِستی کمک مربی دانشگاه را اخراج کنند تا دیگر چقلی سر مربی را نکند. اما وقتی ویدیوی رفتارهای وحشیانه این مربی به دست شبکه ایی اس پی ان افتاد و روی اینترنت منتشر شد قضیه شکل دیگری گرفت. موضوع تا حدی داغ شد که حتی فرماندار ایالت نیوجرزی، ایالتی که دانشگاه راتگرز در ان قرار دارد، به صدا در بیاد و در این مورد مصاحبه تلویزیونی بکند. لبرون جیمز و کوبی بر علیه او تویت کردند و هشت تگی ساخته شد به نام مربی ها گنده لاتی نمیکنند که نهایتا همه این فشارها منجر به اخراج مایک رایس و به خطر افتادن شغل معاونت ورزشی دانشگاه که کثافت کارهای این مربی را قایم میکرد شد. شباهت این موضوع به قضیه زورگیری های هر روز در خیابان های تهران وشهرستان و عکس العمل شدید الحن دولت ایران به محض پخش اینترنتی زورگیری نشان از قدرت یوتیوب در معادلات امروز جهان دارد
مشاهده دو: استفاده از تحقیر و توهین برای تاثیر گذاری روی بازیکنان در بسکتبال چیز جدیدی نیست. چه در بسکتبال آمریکا و چه در بسکتبال ایران. در بسکتبال دانشگاهی امریکا سمبل این نوع رفتار وحشیانه، باب نایت سرمربی بازنشسته دانشگاه تگزاش و گزارشگر شبکه ایی اس پی ان ، بود که این روزها در مورد خبر اخراج مربی راتگرز خفه خون گرفته است. ویدیو های زیادی از باب نایت وجود دارد که در معروف ترین انها صندلی مربی را به وسط زمین پرتاب میکند. باب نایت که بسیاری او را مربی افسانه ای میخوانند در سخنرانی خداحافظی اش از بسکتبال دانشگاهی گفت درسال 1994 گفت: وقتی من مردم، از فرزندانم میخواهم مرا سرو ته دفن کنند تا همه منتقدین من از کونم بخورند (ترجمه کلمه به کلمه انگلیسی کونم را ماچ کنند است). این ویدیو بهترین قطعه های حرف زدن این مربی را نشان میدهد و به خوبی بیان گر ایست که این مربی از چه الفاطی برای بیان نظرش استفاده میکرده . تحمل اینگونه رفتار ها در بسکتبال دانشگاهی آمریکا منجر به بوجود امدن عزگل هایی نظیر مایک رایس شد. اما دوران این گنده لات بازی ها در بسکتبال به پایان رسیده و مربیان باید از روش های انسانی ترین برای ایجاد انگیزه در بازیکنان استفاده کنند. اخراج مایک رایس زنگ خطر مهمی برای مربیان دیگر بسکتبال آمریکا و دنیاست که سبک کاری باب نایت را مناسب تشخیص داده اند
ارسلان کاظمی، فوروارد دانشگاه اورگن، یکی از آماده ترین بازیکن های تورنمنت امسال بود
هر ساله بیش از چهار هزار دانشجوی ورزشکار در رقابت های بسکتبال مردان دانشگاه های امریکا در دسته یک شرکت میکنند. تک تک این جوانان ارزوی حرفه ای شدن و پیوستن به لیگ ان بی ای را در سر میپروراند اما ارسلان کاظمی ارزوی یک ملت را بر دوش دارد. بین این چهار هزار بازیکن تنها شصت بازیکن از طریق مکانیزم درفت یا یارکشی به لیگ ان بی ای میپوندند و بقیه باید شانس خود را در لیگ های دیگر و حتی کشورهای دیگر بیابند
ارسلان کاظمی فوروارد قدرتی دانشگاه اورگن اولین بازیکن متولد ایران است که در دیویژن یک دانشگاه های امریکا بسکتبال بازی کرد. او سه سال اول تحصیلش را در دانشگاه رایس در هیوستون گذراند و نهایتا در سال آخر به دانشگاه اورگن پیوست و توانست به مرحله یک هشتم نهایی ( سوییت سیکستین) در مسابقات ملی دانشگاه های امریکا برسد. عملکرد این بازیکن در قهرمانی تیم اورگن در کنفرانس پک 12 و بازی های درخشان او مرحله یک شانزدهم نهایی و یک هشتم نهایی تورنمت مارچ مدنس او را به مرکز توجه در دانشگاه های غرب آمریکا تبدیل کرد. دینا آلتمن سرمربی تیم بسکتبال دانشگاه اورگن در مورد ارسلان گفته: «داشتن چنین بازیکنی آرزوی هر مربی در این لیگ هست.» ارسلان در بسکتبال دانشگاهی امریکا به عنوان یکی از مدافعان برجسته شناخته شده . تحلیلگر شبکه سی بی اس در هنگام پخش بازی بین اورگن و لویی ویل که منجر به حذف اورگن شد گفت: « باید از حرکات دفاع ارسلان کاظمی فیلم تهیه شود تا دانشگاه های دیگر از ان به عنوان ماده درسی برای تیمهایشان استفاده کنند». ارسلان ترکیب منحصر بفردی از مهارتهای دفاعی را به نمایش گذاشته که کمتر در یک بازیکن دانشگاهی دیده میشود. آمار ریباند های حمله و دفاع ارسلان در سطح ملی امریکا بی همتاست اما از سوی دیگر امار توپ دزدی و پاس منجر به گل او در حد یک پوینت گارد خیلی خوب است که چنین ترکیبی در یک بازیکن پست چهار دیده نشده. به غیر از امار های محسوس فعالیت های نامحسوس ارسلان در بازی باعث بهبود بازیکنان دیگر میشود. فضا سازی و بازی بدون توپ، برقرار کردن اسکرین های موثر و به جا برای بازیکنان توپ بدست و نهایتا از خود گذشتگی بی نهایت بالای این بازیکن برای واگذار کردن موقعیت های امتیاز آوری به هم تیمی ها او به رویایی هر مربی بسکتبال و هم تیمی ایده ال تبدیل کرده آما همه این ها کمکی به ارسلان خواهد کرد تا در یارکشی ان بی ای جایگاه مناسبی داشته باشد؟
برای پاسخ این سوال باید به پارامتر های مورد نظر تیم ها را جهت جذب بازیکن از دانشگاه در فرایند درفت تک تک بررسی کنیم
اندازه های فیزیکی بازیکن - اندازه های فیزیک یک بازیکن دانشگاهی مهتمرین عامل برای یک تیم ان بی ای است. قد و اندازه دست و بازو ها مهمترین پارامتری است که یک بازیکن را در پست خاص برتر از دیگران قرار میدهد .در پست چهار در ان بی ای بازیکنان بطور متوسط قدی معادل 201 تا 207 دارند و ارسلان کاظمی با قد201یا 202 در متوسط روبه پایین این دامنه قدی قرار دارد
قدرت بدنی - یکی از پارامترهایی که بازیکنان خارجی حاضر در لیگ و همچنین بازیکنان غیر سیاه پوست در برابر رقبای سیاهپوستشان ضعیف تر ظاهر میشوند قدرت بدنی است. ارسلان کاظمی با پرشی خوب، سرعت حرکت پای خارق العاده ( برای بازیکن اسیایی) و حرکت عرضی سریع در حالی که وزن مناسبی هم دارند ( 226 پاوند) میتواند گزینه جذابی برای تیم ها باشد
مهارت ها - مهارت بازیکن های لیگ در طول ها سالهایی که در مسابقات ان سی دبل ای شرکت کرده اند بطور مداوم تحت بررسی است. آمارهای مختلف دفاع و حمله بازیکن توسط اسکاوت ها زیر ذره بین قرار میگیرد و نهایتا در رده بند انها تاثیر بسیاری دارد. یکی از پارامترهای مهم برای تیم های ان بی ای در انتخاب بازیکنان اینست که بازیکن مورد نظرشان برای ان نیاز خاصی که به کار گرفته میشوند مهارت لازم را دارند یانه. ارسلان کاظمی که اکنون به عنوان گارد قدرتی در ان سی دبل ای بازی کرده است اگر بخواهد در ان بی ای به عنوان فوروارد قدرتی بازی کند بیشتر قابلیت های یک بازیکن مناسب را دارند منهای یک قابلیت. شوت های منطقه ای از فاصله سه تا پنج متری حلقه. ارسلان به دلیل نقشش در تیم رایس و اکنون در تیم اورگن صد درصد امتیازاتش را یا از داخل سه ثانیه و یا پشت خط پنالتی کسب میکرد. شوت های منطقه ای ارسلان هنوز به بوته ازمایش گذاشته نشده و کسی نمیداند که او چطور از بیرون شوت میزند. همین موضوع ممکن است در رده بندی نهایی درفت به ضررش تمام شود
استقامت روحی و روانی: بسیاری از بازیکنان که از نظر فیزیکی و مهارتی بهتر از بقیه هستند از نظر استقامت روحی و روانی ضعف دارند. این مهارتی است که تیم های حرفه ای سالهای برای ان کار میکنند و برخی از بازیکننان جوان ممکن است هرگز نتوانند این پارامتر را در خود تقویت کنند. بازیکنانی نظیر رویس وایت که با بیماری وسواس و تشویش روبرو بود و نهایتا نتوانست برای هیوستن بازی کند از نمونه همین بازیکنان است. نمونه دیگر دمارکس کازینز، ستاره جوان تیم ساکرامنتو کینگز است که مداوما با داور، بازیکنان تیم حریف و حتی بازیکنان تیم خودش در حال کمکش و درگیری است. این نوع بازیکنان علی رقم مهارتشان تیم بهم زن هستند. اما ارسلان کاظمی با توجه به امار های یکنواخت و مستمرش در بازی های سخت نشان داده به لحاظ استقامت روحی بازیکی بسیار پخته ای است. بازی در میادین بین المللی بزرگ نظیر جام جهانی و مسابقات فیبا او را پخته تر هم قطارانش کرده است. روزنامه های ورزشی امریکا به ارسلان لقب گِلو گای یا آقای چسب داده اند که اشاره به میزان ریباند های زیاد با دستهای چسب ناکش هست و همچنین نقش محوری شخصیتش که عناصر دیگر را در تیم به همدیگر میچسباند
هایپ: هایپ یا هیاهیو و اسم و رسم اگر چه به عنوان عامل رسمی شناخته نمی شود ولی در ایجاد تصویر ذهنی از یک بازیکن اهمیت زیادی دارد. بازیکنانی چون شباز محمد که با بیشترین هایپ وارد مسابقات امسال شدند بسیار پایین تر از حد انتظار نشان دادند اما همین هایپ باعث شده که هنوز او را به عنوان یکی از سه بازیکن بر تر سال شناسایی کنند. ارسلان کاظمی علی رقم چند بار انتخاب به عنوان بهترین بازیکن در کنفرانس یو اس ای سه سال گذشته اسم و رسم انچنانی ، انگونه که در خور اوست ایجاد نکرد. اما یک سال حضور او در دانشگاه اورگن و بازی های درخشانش در مارچ مدنس امسال اسم او را بر سر زبان ها انداخت
ارسلان هنوز بطور نهایی حضورش در درفت سال 2013 را رسمی نکرده و باید منتظر ماند که با اعلام رسمی اش عکس العمل اسکاوت ها چگونه خواهد بود. به عقیده من ارسلان با اندازه ها و استعدادش میتواند در ان بی ای جایگاه مناسی داشته باشد و نظیر بازیکنانی چون کنتث فرید، تدیس یانگ، دژان بلیر و جیسون مکسیل دقایق زیادی را بازی کند
تماشای زنده یک مسابقه بسکتبال ان بی ای به غیر از یک مسابقه بسکتبال جانانه جاذبه های دیگری هم برای تماشاگران دارد. بسکتبال ورزشی است که چپ و راست بازی متوقف میشود به همین دلیل برگزار کننده گان لیگ مدیران تیم ها را تشویق کرده اند که در زمان توقف بازی ( بین کوارتر ها و تایم اوت) تماشاگران را به انحای مختلف سرگرم کنند. معروف ترین این سرگرمی ها تیم دختران رقاصی هستند که هم با زیبایی خودشان و هم با رقص زیبایشان تماشاگران را سر ذوق میآوردند اما میان پرده های ان بی ای به همین ختم نمی شود
شوت زدن تماشاگران از نیمه زمین برای جایزه چند ده هزار یا یک دستگاه اتومبیل صفر، پیشنهاد ازدواج وسط زمین بسکتبال در حالی که بیست سی هزار نفر شما را تماشا میکنند و شیرین کاری کودکان بسکتبالیست از جمله عادی ترین این سرگرمی هاست. دو شب پیش مسوولین تیم شیکاگو بولز یه سرگرمی جدید اضافه کردند که به نظر من دیگر گندش را در آورده اند. انها یک تماشاگر را به قید قرعه انتخاب کردند (که البته از پیش برنامه ریزی شده بود) و او را با چشم بند به وسط زمین آورند. موضوع مسابقه ظاهرا این بود که آن تماشاگر باید با چشم بسته توپ را گل میکرد. اما در همین لحظه پسر سرباز این مادر بسکتبال دوست را که به تازگی از جبهه آمده بود و مادر خبر نداشت در برابر او قرار دادند. وقتی او چشم بند ها را برداشت و پسر سربازش را دید حسابی یکه خورد و غرق در اشک شادی شد. این ظاهرا چیزی است امریکایی ها بسیار دوست دارند اکنون به یک جاذبه تصویری و موضوعی برای سرگرمی تماشاگران تبدیل شده
ارسلان کاظمی پس از انتقال از دانشگاه رایس تا به امروز در مورد جدا شدن از رایس ساکت مانده بود
در یکسال گذشته ارسلان کاظمی در مورد دلایل انتقالش از دانشگاه رایس به دانشگاه اورگن با هیچ رسانه ای حرفی نزد و ساکت ماند اماد دیروز اسپورت ابلاستریتد (از رسانه های ورزشی معظم امریکا) به اسناد این اطلاعات دست یافت و انرا بطور عمومی به منتشر کرد ۰
همه میدانستند که ارسلان کاظمی بر اساس بند هارد شیپ (سختی یا عسر و هرج) درخواست این انتقال را داده بود و مورد توافق لیگ ان سی دبل ای قرار گرفته بود. هارد شیپ وقتی قابل استفاده است که یک دانشجو بدلیل مشکلی که برایش بوجود میآید نیاز به انتقال به دانشگاه دیگری دارد. برای مثال دانشجویی که اعضای خانواده اش مریض هستند نیاز دارد به دانشگاهی نزدیک خانه منتقل شود. اما ارسلان که خانواده ای در آمریکا نداشت از چه چیزی برای موضوع هارد شیپ استفاده کرد؟
بر اساس اسنادی که توسط اسپورت ایلاستریتد به چاپ رسیده، ارسلان کاظمی اولین بازیکن متولد ایران در تاریخ بسکتبال دیوژن یک امریکا، به دلیل فشار های نژاد پرستانه معاونت امور ورزشی دانشگاه رایس شخصی به نام ریک گرین اسپن درخواست جدا شدن از این دانشگاه را داد. در این گزارش ذکر شد که گرین اسپن بار ها ارسلان را با واژه هایی چون القاعده و محور شرارت خطاب میکرد. سازمان ان سی دبل ای تنها در شرایطی خاص اجازه استفاده بازیکنان از بند هارد شیپ را میدهد و در این مورد خاص ادعاهای ارسلان و عمر اورابی، سانتر مصری تیم رایس را پذیرفت. در این شکایت نامه امده که گرین اسپن در موارد بسیار زیادی ارسلان را بدلیل دین و محل تولدش تحقیر میکرد. این موضوع مورد تایید دو بازیکن مسلمان دیگر این تیم عمر اورابی از مصر و احمد ابراهیم از لبنان قرار گرفت. حتی کمک مربی مسلمان تیم ،مارکو مارکوس هم این توهین ها را تایید کرد. همزمان با انتقال ارسلان به دانشگاه رایس، عمر اورابی نیز خود را به دانشگاه کالیفرنیای جنوبی منتقل کرد و احمد ابراهیم از قید سه سال دیگر درس خواندن را در رایس زد و به لبنان بازگشت
مارکو مارکوس، کمک مربی سابق دانشگاه راه که ترم گذشته قراردادش با دانشگاه رایس تمدید نشد هم پرونده شکایت رسمی بر علیه گرین اسپن تهیه کرد. در این پرونده شرایط خصمانه و بسیار سخت بر علیه مسلمانان در ان دانشگاه دلیل شماره یک تمدید نشدن قرارداد او اعلام شده . در پرونده شکایت ارسلان امده که گرین اسپن مارکو مارکوس را مسوول جذب تروریست ها میداند و این کنایه ایست به جذب بازیکنانی چون ارسلان و عمر اورابی. همچنین شاهدهایی زیاد گفته اند که هنگامی که مارکو مارکوس به عربی با بازیکنان دیگر حرف حرف میزد گرین اسپن با کنایه به انها گفته که این جلسه جلسه القاعده است. حتی در روز هالویین (که همه با لباس های مبدل جشن میگیرند) گرین اسپن به بازیکنان مسلمان گفته که شما به لباس مبدل نیاز ندارید کافیست یک کوله پشتی بردارد و همه تان مثل بمب گزارهای انتحاری هستید. ارسلان در شکایتش نوشته که هنگام مسافرت تیم با هواپیما گرین اسپن از پلیس فرودگاه درخواست کرده که کیف و چمدان ارسلان را به دقت بگردند. ارسلان کاظمی که از طریق کفیل اش در امریکا به سرمربی تیم شکایت کرده بود اما این اظهار نظرهای ابلهانه از سوی گرین اسپن ادامه یافت
ریک گرین اسپن که سال ۲۰۱۰ به عنوان معاونت امور ورزشی دانشگاه رایس استخدام شد سوابق زیادی در دانشگاه اوهایو و ارتش امریکا داشته. او که باعث شد ستاره تیم رایس از تیم جدا شود اکنون روی صندلی داغ قرار دارد. تیم رایس که فصل پیش با رکورد ۵ برد و ۲۶ باخت در ته جدول کنفرانسش قرار داشت در وضع بسیار بدی قرار داد. ارسلان کاظمی با پشت سر گذاشتن فصل بسیار درخشانی در دانشگاه اورگن به ستاره این دانشگاه و یکی از چهره های این لیگ تبدیل شد. او که کارش دیگر با ورزش دانشگاهی تمام شده و پیوستن به ان بی ای را در برنامه اش دارد کاری به کار افتضاحی که در دانشگاه رایس بوجود آمده ندارد اما ریک گرین اسپن برای حفظ شغلش به شدت در تکاپوست۰
برد استیونس سرمربی دانشگاه باتلر از دست سوت بی ربط داور چنین عکس العملی نشان داد
هر سال در این روزها در حالی که ما ایرانی ها در حال انتخاب سمنو، سرکه و سیر برای هفت سین هایمان هستیم بسکتبال دوستان جهان در حال انتخاب تیم های برنده در تورنتمت مارچ مدنس ، مرحله حذفی رقابت های دانشگاهی بسکتبال مردان امریکا, هستند. پرزیدنت اوباما که از بسکتبال دوستان سرسخت است هم از این قاعده مستثنی نیست. او هر سال پیش بینی برندگان این تورنتمت را بصورت رسمی در یک ویدیو منتشر میکند
من اعتقاد دارم که پرزیدنت اوباما بسکتبال شناس ترین رییس جمهور دنیا است البته پس از پرزیدنت دالیا گریباسکیات رییس جمهور لیتوانیا که خودش بسکتبالیست حرفه ای بوده. پرزیدنت اوباما در این ویدیو انتخابهای خودش را به سمع و نظر جهانیان رسانده که من با بیشتر انها موافقم منهای یک انتخاب. اوباما نتیجه بازی امروز بعد از ظهر بین تیم های اورگن داکس ( تیم ارسلان کاظمی) و اوکلاهوما استیت را به نفع تیم اوکلاهوما اعلام کرده. درست است که اوکلاهوما با سید پنج وارد این مسابقه شده ولی اورگن داکس قهرمان کنفرانس پک 12 که یکی از مهمترین کنفرانس های بسکتبال دانشگاهی امریکاست در حال حاضر از اندازه حرکت بیشتری بر خورد دار است. وقتی که در انتخاب اوباما بیشتر دقیق شدم یک نکته جالب را کشف کردم.: اوباما و ارسلان کاظمی کل کل شخصی دارند
ایالت کم جمعیت اورگن خانه دو تیم دانشگاهی مطرح اورگن داکس (یونیورسیتی او اورگن ) و اورگن بیورز ( اورگن استیت) است. این دو تیم بسکتبال پرسپولیس استقلال ایالت اورگن هستند و رقابت تیم های ورزشی این دو دانشگاه به جنگ داخلی معروف شده. پس از پیوستن ارسلان کاظمی به تیم اورگن داکس این تیم توانست برنده جنگ داخلی باشد و حال تیم اورگن بیورز به شدت گرفته شد. از جمله کسانی که شدیدا حالش گرفته شد کریگ رابینسون سر مربی تیم اورگن بیورز بود که میدید ارسلان هر چه توپ روی حلقه دفاع و حمله می اید را مال خود میکند و حسابی از دست ارسلان کفری بود.اما کریگ رابینسون کیست؟ کریگ رابینسون برادر بزرگ میشل اوباما بانوی اول امریکاست. این مربی برادر زن پرزیدنت اوباماست که ارسلان شدیدا حالش را گرفت. حالا که تیم ارسلان در مارچ مدنس حضور دارد اوباما خواسته که تلافی حال گیری های ارسلان را از برادر زنش اینجوری در بیاورد
بازی امروز سال 4:30 به وقت ساحل شرقی بین تیم های اورگن و اوکلاهوما در شهر سن حوزه کالیفرنیا برگزار میشود. این شهر پر از ایرانی است و اگر در سن حوزه هستید ارسلان و اورگن داکس را تنها نگذارید تا حال اوباما و فک و فامیلش را دوباره بگیریم
موضوعی
بر اساس تاریخ